تلاش برای تعریف هنر و شرح تمایز آن با دیگر فعالیّتهای آدمی، قدمتی به درازای تاریخ اندیشۀ بشر دارد. رویکردهای سنّتی تعریف هنر، با هدف دستیابی به قطعیّت و جامعیّت، بر شروط لازم و کافی تأکید میکنند. حال آن که، عبور از قیود و شکستن دیوارهای تعاریف، یکی از مهمترین دغدغهها و بلکه آرمانهای هنرمندان پیشرو از یک سو، و فیلسوفان و نظریهپردازان هنر از دیگر سو، بوده است. بدینسان، مسٔلۀ تعریف هنر، درگیر مناقشاتی گسترده شده و اکنون نظریههای پرسابقه هنر ازجمله بازنمایی، فرانمایی، فرمالیسم و حتّی نظریه نهادی، پاسخگوی مناقشات فلسفۀ هنر و تأملات نظری تازه در اشکال و سویههای جدید فعالیّتهای هنری نیستند. از اینرو، این مطالعه بر آن است تا با رویکردی نوین به مفهوم هنر، تعاریف و نظریههای آن، یک مدل ساختاری شبکهای را برای بازاندیشی و توسعۀ ادراک این مفهوم پیشنهاد دهد. در این مقاله با استفاده از رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی، رهیافتهای رایج در تعریف هنر را در شش رویکرد کلّی طبقهبندی کردهایم. آنگاه، بر پایۀ اندیشههای لودویگ ویتگنشتاین دربارۀ مسٔلۀ تعریف، یک مدل شبکهای بر اساس مؤلفههای اصلی اثر هنری، هنرمند، مخاطب، طبیعت و اجتماع را توسعه داده و پیشنهاد کردهایم. نتایج نشان میدهد چارچوب شبکهای برای تعریف هنر، نهتنها میتواند تعارض و محدودیّتهای رویکردی تعاریف را کاهش دهد و موجب پذیرش اشکال و نظریههای نوین هنری شود، بلکه انعطاف لازم برای درک پویایی تحولات فرهنگی در شناخت و تعریف هنر را فراهم آورد.
Naghashzadeh M, Hosseynzadeh Hosseyni S M. Perceiving the Artistic in the Horizon of the Network of Meanings: Rethinking the Concept of Art within a Networked Framework Based on Wittgenstein’s Views. کیمیای هنر 2026; 15 (58) :37-56 URL: http://kimiahonar.ir/article-1-2479-fa.html
نقاشزاده مسعود، حسینزاده حسینی سیدمهدی. ادراک امر هنری در افق شبکهٔ معانی: بازاندیشی مفهوم هنر در چارچوب شبکهای بر اساس آراء ویتگنشتاین. کیمیای هنر. 1405; 15 (58) :37-56