[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
:: دوره 1، شماره 3 - ( تابستان 1391 ) ::
جلد 1 شماره 3 صفحات 83-98 برگشت به فهرست نسخه ها
فوکو با چشمان مگریت
آرش اقبال*
دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات
چکیده:   (12942 مشاهده)

مبحث مربوط به بازنمایی در نقاشی، که دنیای تصویر و واقعیت بیرونی را به یکدیگر پیوند می زند و تصویر را فرو دست و یا راوی ابژه بیرونی معرفی می کند؛ با آغاز هنر مدرن به چالش گرفته شد. در واقع، ذهن هنرمند و فردیت او سلطه خود را بر روایت و وفاداری به محیط بیرونی اعلام کرد و دنیای تصویر استقلالی خودبسنده را به دست آورد. در این اپیستمه جدید، سبک ها و تکنیک های متفاوتی بر ذهنیت آفریننده هنرمند تأکید کردند و نقش انسان را در برساختن واقعیت به اثبات رساندند. گویی هنر مدرن و اندیشه حاکم بر آن بر سوژه مدرن و نقش تعیین کننده آن در شناخت جهان صحه گذاشت.

در بین سردمداران هنر در تاریخ مدرن، مگریت از راه و روشی دیگر به ابژه بیرونی و پیوند آن با تصویر تاخت. او به جای آنکه بر نقش تعیین کننده سوژه آفریننده تأکید کند همانند کوبیسم، اکسپرسیونیسم انتزاعی و حتی دیگر نقاشان سوررئالیست خودبسندگی تصویر را با تأکید بر ذات فی نفسه خود تصویر به اثبات رساند. او واقعیت را در برابر واقعیت قرار می دهد و در نهایت آنچه گسست این شباهت را اعلام می کند، زبان است. شباهت ها یکدیگر را بازنمایی نمی کنند، بلکه در جهانی از تکرارها آنچه می میرد، رابطه کلاسیک بین اصل و بازنمایی است. چنان که فوکو در مورد نقاشی های مگریت می گوید: «جا به جایی و رد و بدل شدن عناصر همسان اما نه بازسازی یک همگونی. »

تفاوتی که فوکو میان همگونی و همسانی مطرح می کند مرکز ثقل مباحث این مقاله را تشکیل می دهد. او بازنمایی و همگونی را در مورد نگرش کلاسیک مطرح می کند و در مقابل آن همسانی و تکرار را قرار می دهد و چنین می گوید: «همگونی خادم بازنمایی است اما همسانی خادم تکرار است. » فوکو نقد خود بر آثار مگریت را بر اثبات این نکته استوار می سازد که در آثار او تصویر روایتگر، معنا می بازد و در این بین زبان نیز روایت کننده تصویر نیست. عوالم خود بسنده زبان و تصویر که هیچ یک نه تنها به دنیای بیرون ارجاع نمی یابند و نقش راوی را نمی پذیرند بلکه همنشینی آنها در تصویر نیز به گفته فوکو «از طریق خلاء » انجام می گیرد.

مگریت در مسیر فکری خود نهایتاً آثاری را خلق می کند که دیگر در آنها با ابژه ای مواجه نیستیم. نقاشی او تبدیل به پنجره ای می شود که رو به عالمی تهی باز می شود؛ عالمی بی هویت و فاقد هر گونه اصل و الگویی که تنها راوی خودش است. چنان که فوکو می گوید نقاشی های او به آثاری برای گریز از هویت تبدیل می شوند.

واژه‌های کلیدی: همسانی، همگونی، بازنمایی
متن کامل [PDF 734 kb]   (2862 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1391/9/20 | پذیرش: 1392/2/3
ارسال پیام به نویسنده مسئول

ارسال نظر درباره این مقاله
نام کاربری یا پست الکترونیک شما:

CAPTCHA


XML   English Abstract   Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Iqbal A. Foucault with Magritte’s Eyes. کیمیای هنر. 2012; 1 (3) :83-98
URL: http://kimiahonar.ir/article-1-44-fa.html

اقبال آرش. فوکو با چشمان مگریت. کیمیای هنر. 1391; 1 (3) :83-98

URL: http://kimiahonar.ir/article-1-44-fa.html



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 1، شماره 3 - ( تابستان 1391 ) برگشت به فهرست نسخه ها
Kimiya-ye-Honar
Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 30 queries by YEKTAWEB 4341