[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
درباره پژوهشکده هنر::
مقالات در دست انتشار::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: آمار فصلنامه کیمیای هنر در سال ۱۴۰۰ ::
آمار مقالات بر اساس دوره زمانی سال گذشته (۱۴۰۰) یکسال اخیر آمار کل مقالات
دریافت و تعیین تکلیف شده ۱۲۸ ۵۵ ۸۷۵
پذیرفته شده ۳۳ ۷ ۳۶۳
رد شده ۹۵ ۴۸ ۵۱۲
نرخ پذیرش ۲۶% ۱۳% ۴۱%
نرخ عدم پذیرش ۷۴% ۸۷% ۵۹%

میانگین روزهای دریافت و انتشار مقالات سال گذشته (۱۴۰۰) یکسال اخیر آمار کل مقالات
میانگین دریافت تا پذیرش (روز) ۱۷۷.۴۶ ۱۶۵.۵۷ ۳۹۲.۱۱
میانگین پذیرش تا انتشار (روز) ۷۰.۹۱ ۸۰.۹۷ ۱۱۲.۵۱

آمار مقالات پذیرفته شده بر اساس نوع مطالعه سال گذشته (۱۴۰۰) آمار کل مقالات
پژوهشی ۳۳ ۳۵۶
کاربردی ۰ ۷
گزارش مورد ۰ ۰

آمار مشاهده و دریافت مقالات سال گذشته (۱۴۰۰) یکسال اخیر آمار کل مقالات
مشاهده چکیده مقالات ۱۶,۹۴۰ ۱,۶۷۶ ۲,۲۱۷,۷۶۴
دریافت فایل مقالات ۱۶,۹۳۸ ۵۸۲ ۱,۰۶۷,۹۵۲

موضوع تمام مقالات پذیرفته شده
مقالات دارای یک نویسنده: ۷۴۰ ۱۶۵
مقالات دارای دو نویسنده: ۸۹۶ ۱۲۶
مقالات دارای سه نویسنده: ۳۴۳ ۴۹
مقالات دارای چهار نویسنده: ۹۲ ۱۶
مقالات دارای بیش از چهار نویسنده: ۲ ۰

۵۰ سازمان برتر مجموع نویسندگان مقالات ارسال شده مقالات پذیرفته شده
دانشگاه آزاد اسلامی علوم و تحقیقات ۲۸۷ ۱۳۵ ۷
دانشگاه تهران ۲۳۸ ۱۳۸ ۲۶
دانشگاه الزهرا ۱۸۶ ۹۹ ۱۰
دانشگاه تربیت مدرس ۱۷۳ ۹۱ ۶
دانشگاه هنر تهران ۱۴۹ ۸۳ ۱۴
دانشگاه هنر اصفهان ۱۴۲ ۷۱ ۸
دانشگاه هنر اسلامی تبریز ۱۰۰ ۵۰ ۲
دانشگاه شاهد ۶۸ ۳۶ ۳
دانشگاه هنر ۴۹ ۳۰ ۳
دانشگاه شهید بهشتی ۴۶ ۳۰ ۷
دانشگاه مازندران ۴۰ ۲۱
دانشگاه علامه طباطبایی ۳۹ ۲۷ ۱۳
دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز ۳۷ ۲۰ ۴
دانشگاه بوعلی سینا ۳۷ ۲۰ ۳
دانشگاه ادیان و مذاهب ۳۶ ۳۲ ۶
دانشگاه اصفهان ۳۴ ۲۲ ۲
دانشگاه آزاد اسلامی همدان ۳۴ ۱۱
دانشگاه شیراز ۳۳ ۱۷
دانشگاه آزاد اسلامی تهران شمال ۲۵ ۸ ۳
دانشگاه پیام نور تهران ۲۵ ۱۲
دانشگاه سیستان و بلوچستان ۲۳ ۱۳
دانشگاه آزاد ۲۳ ۱۴ ۱
دانشگاه یزد ۱۹ ۱۱ ۲
پژوهشکده هنر ۱۷ ۱۷ ۱۲
دانشگاه خوارزمی ۱۷ ۱۰
دانشگاه علم و فرهنگ ۱۶ ۱۲
دانشگاه گیلان ۱۶ ۱۱
دانشگاه سوره ۱۶ ۸
دانشگاه محقق اردبیلی ۱۶ ۹
موسسه آموزش عالی فردوس ۱۴ ۱۰
دانشگاه پیام نور ۱۴ ۸ ۱
دانشگاه سمنان ۱۴ ۱۱
دانشگاه کاشان ۱۳ ۶
دانشگاه هنر شیراز ۱۳ ۷
دانشگاه صدا و سیما ۱۲ ۷
دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب ۱۲ ۸
دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ۱۲ ۷
دانشگاه نیشابور ۱۲ ۷ ۱
دانشگاه بین المللی امام خمینی ۱۱ ۶
دانشگاه آزاد اسلامی یزد ۱۱ ۵
دانشگاه زنجان ۱۱ ۷ ۲
فرهنگستان هنر ۱۱ ۱۱ ۶
دانشگاه قم ۱۱ ۸
دانشگاه آزاد اسلامی ۱۰ ۷ ۲
دانشگاه آزاد اسلامی کرج ۱۰ ۶ ۱
دانشگاه علم و صنعت ایران ۱۰ ۴
دانشگاه بیرجند ۹ ۶
University ۹ ۶ ۲
دانشگاه آزاد اسلامی شیراز ۹ ۶
دانشگاه فردوسی ۹ ۷ ۱

فهرست داوران فصلنامه کیمیای هنر در سال ۱۴۰۰
تعداد کل داوران در سال ۱۴۰۰: ۴۳

(فهرست داوران به ترتیب الفبا) 

ندا            اخوان اقدم
بیژن        اربابی
محمود      ارژمند
مهیار       اسدی
سید غلامرضا          اسلامی
حمیدرضا افشار
بهروز محمودی       بختیاری
مریم         بختیاریان
حسن        بلخاری
شهاب       پازوکی
مجید        پروانه‌پور
اسماعیل   پناهی
مقداد        جاوید صباغیان
سعید        خاقانی
بابک        خضرائی
کاوه          خورابه
مهسا        خوئی
نسرین      دستان
اعظم        راودراد
علی         رجبی
محمدرضا رحیم‌زاده
سمیه        رمضان ماهی
نادر          شایگان فر
حمیدرضا شعیری
صدرالدین طاهری
نیر           طهوری
ناهید        عبدی
جمال        عرب زاده
اسدالله       غلامعلی
فرزانه      فرخ‌فر
تاجبخش   فنائیان
حمید رضا                قلیچ‌خانی
مریم         لاری
عبدالحسین               لاله
صبا         لطیف‌پور
مسعود      محمد زاده
مینا          محمدی وکیل
سید مصطفی            مختاباد
بیتا           مصباح
شمس الملوک           مصطفوی
سید مهدی ناظمی قره باغ
بهمن        نامور مطلق
دفعات مشاهده: 17442 بار   |   دفعات چاپ: 1038 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: گزارش چهارمین نشست نقد و بررسی کتاب‌های هنر معاصر ::

کمیته هنر معاصر پژوهشکده هنر برگزار کرد:

 

چهارمین نشست نقد و بررسی کتاب‌های هنر معاصر با نقد دو کتاب

 

در چهارمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی نقد کتاب‌های هنر معاصر که با همکاری کمیته هنر معاصر پژوهشکده هنر و خانه هنرمندان برگزار می‌شود  کتاب‌های: "هنر معاصر؛ تاریخ و جغرافیا" از کاترین میه و  "هنر معاصر" اثر جولین استلا براس با حضور کارشناسان تحلیل و بررسی شد.

 

AWT IMAGE

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده هنر وابسته به فرهنگستان هنر در این نشست که عصر چهارشنبه هفتم بهمن‌ماه در تالار «استاد جلیل شهناز» خانه هنرمندان با حضور علاقه‌مندان مباحث پژوهشی- تحلیلی هنر معاصر برگزار شد ابتدا مجری برنامه در خصوص دو کتاب مورد بررسی و علت پرداختن به دو کتاب در یک نشست –که برای نخستین بار صورت می‌گیرد –توضیحاتی ارائه داد و به اختصار، مواردی از قبیل: مباحث و فصل‌بندی‌ها و نیز دیدگاههای نویسندگان کتاب و منظرها و خاستگاههای تئوریک آنها را برشمرد. آنگاه جمال عرب‌زاده مدرس دانشگاه هنر و فارغ‌التحصیل دکتری هنرهای تجسمی از دانشگاه استراسبورگ فرانسه که نگارش مقالات پژوهشی و ترجمه‌های متعدد در حوزه هنر معاصر جهان را در کارنامه خود دارد درباره کتاب  "هنر معاصر؛ تاریخ و جغرافیا" تألیف کاترین میه سخن گفت.

 

وی در ابتدا با اشاره به سفر این نویسنده به ایران در چند سال گذشته به معرفی جایگاه و پیشینه وی از دهه 60 میلادی در عرصه نقد هنری فرانسه و اعتبار و نام شناخته شده او در حمایت از هنرمندان این کشور بویژه در حیطه هنرهای مفهومی و مینی‌مال پرداخت و وی را از جمله پرسابقه‌ترین مدیران یک نشریه هنری با رویکرد تخصصی مطالعات هنر معاصر در اروپا (ART PRESS) شمرد که متفکرانی چون دریدا و سارتر در نشریه وی قلم زده‌اند. عرب‌زاده در ادامه به ساختار و صورت‌بندی مباحث ارائه شده در کتاب کاترین میه  اشاره کرد و گفت: «کتاب دارای مثال‌های توصیفی فراوان و پرشمار است تا فهم مطلب را برای خواننده هموارتر سازد. کتاب را می‌توان به دو بخش کلی تقسیم کرد و با خواندن آن هرچه به جلوتر می‌رویم متوجه می‌شویم که نویسنده، مفهوم "معاصریت" را تنها در کیفیت خود اثر جستجو نمی‌کند  بلکه آن را در نسبت و ارتباط با المان‌های دیگری همچون: زمان، مکان، منتقدان، مخاطبان و هنرمندان دسته‌بندی و تحلیل می‌کند. در این راستا نویسنده مثال‌های متعددی را از نمایشگاههای مختلف در زمان‌ها و موقعیت‌های مختلف می‌آورد تا باور متعارف ما را از هنر معاصر توسعه بخشد.» وی افزود: «اساساً یکی از مهم‌ترین محورها و مؤلفه‌های کار کاترین میه کاوش در "ماهیت معاصریت" یک اثر هنری است و طرح این پرسش که: آیا اثری که امروز خلق می‌شود لزوماً می‌تواند یک اثر "معاصر" هم تلقی شود؟  پاسخی که او به این سؤال می‌دهد چندوجهی است: مخاطبان، نهادهای مؤثر در شکل‌گیری یک اثر هنری، نگاه انتقادی به حقیقت و ... .»

وی در ادامه به کارکرد موزه‌ها از دیدگاه نویسنده اشاره کرد و یادآور شد: «او پیدایش موزه های هنر معاصر را در بستر کارکردی که متفاوت از موزه‌های هنر مدرن هستند بررسی می‌کند و در واقع از دید او موزه‌ها نخستین پایگاههایی هستند که هنر معاصر فتح می‌کند چرا که به ژانری محدود نمی‌شوند.»

 

مترجم کتاب در ادامه به ترسیم تفاوت میان هنر معاصر و هنر مدرن از منظر نویسنده پرداخت و اظهار داشت: «کارکرد جدی موزه‌ها با هنر مدرن همراه بودهاست. کسانی که هنر مانه را پیشرو می‌دانستند درست است که آن را غیر اخلاقی یا غیر زیباشناسانه –مطابق معیارهای متعارف –ارزیابی می‌کردند اما در هر حالت آن را یک "نقاشی" می‌دیدند اما خصوصیت هنر معاصر آن است که به ژانر خاصی منحصر و محدود نمی‌شود و همین در آغاز مهم‌ترین معضل موزه‌ها برای نگهداری آثار محسوب می‌شد.»

 

عربزاده ادمه داد: «مسأله بعدی که نویسنده به آن می‌پردازد منسجم و حرفه‌ای‌تر شدن نهادهایی است که در کار سامان‌بخشی و عرضه تولیدات هنری هستند و چرخه اقتصادی آن را شکل می‌دهند.

 

در ادامه نویسنده به موضوع جغرافیای هنر معاصر می‌پردازد. او معتقد است هنر معاصر هنر گشوده‌ای به مفاهیم و کنش‌های هنری مختلف است و طیفی وسیع و متنوع از هنرها را پوشش می‌دهد. به عنوان مثال هنر آفریقایی مبتنی بر آیین‌های بومی و قومی در کنار هنر اروپایی که بر این اساس ارجاع به هنر بومی یا پریمیتیو در هنر معاصر از موضع یک هنر صورت می‌گیرد و نه چون گذشته در شکل اسناد مردم‌شناختی.  مؤلف در ادامه بحث گسترش شبکه هنری بیینال‌ها و بازارهای هنر را در امتداد جهانی شدن این روند و رویکرد بررسی می‌کند.»

 

عرب‌زاده آنگاه به تبیین مباحث بخش دوم کتاب پرداخت: «بخش دوم کتاب در کلیت خود، هنر معاصر را میراث‌دار هنر مدرن می‌داند و در بخش آخر نیز به مفاهیم مهم برای مدرنیست‌ها اشاره می‌کند. مواردی همچون: نسبت ماده و مدیوم هنری و مرگ، معنویت از دست رفته، نسبت حقیقت و خیال در هنر معاصر و ... . میه معتقد است : هنر معاصر به اصل زندگی نزدیک شده و به نوعی بازنمایی زندگی و حقیقت گردیده و این هشدار و زنگ خطری است که واقعیت زندگی و هنر رفته رفته با هم یکی شوند و کشش و کنش هنرمند کاملاً تسلیم و مقهور واقعیت زندگی شود. اینجا است که هنر یا برده بازار می‌شود یا ابزار سیاست.»

 

نگاه به هنر جدید با زاویه دید مارکسیستی

 

در ادامه نوبت به علی گلستانه (منتقد و پژوهشگر هنر معاصر ایران و مباحث تئوریک هنر جهان) رسید تا نقطه‌نظرهای خود را پیرامون اثر مورد بحث و مواضع نویسنده تشریح کند.

 

گلستانه سخن خود را با بیان مشابهت‌های استلا براس و فردریک جیمسون نظریه‌پرداز پست‌مدرنیسم آغاز کرد و گفت: «هر دو نفر به دنبال یک کلان روایت و معنای واحد در آشوب نظریه‌ها و مفاهیم متکثر و ناهمگون هستند و تحلیل می‌کنند که هم تولید فرهنگی و هم مناسبات اجتماعی و سیاسی در یک کلان روایت قابل توضیح است.  استلا براس هنر معاصر را با فروپاشی شوروی در 1989 همزمان می‌داند و نسبت به آنچه که: ترویج صادرات استانداردهای هنری از نیویورک عنوان می‌کند موضع انتقادی دارد و معتقد است اقتصاد هنر یا اقتصاد آزاد در وجه کلان و بزرگ‌تر با فعالیت و کنش آزادانه هنر به طور مستقیم در ارتباط است و تولید هنر بدون تکیه بر یک اقتصاد قدرتمند و قوی بنیان هرگز ممکن نیست. نکته دیگر این است که هنر در جامعه سرمایه‌داری همواره به عنوان یک عرصه کاملاً متمایز از فرهنگ توده طرح می‌شود یعنی اگر محصولات فرهنگ توده به قصد عرضه به عوام تولید می‌شود در مقابل، تولیدات هنری خلاقه به طور آزادانه و بدون سانسور و ممیزی عرضه می‌شود و فاقد آن محدودیت و کنترل‌شدگی است. او در این مورد از  اجرای هنرمندی در یک بیینال جهانی  مثال می‌آورد که در پوست سگ رفته بود و مردم را گاز می‌گرفت. استلا براس معتقد است که این آزادی دنیای هنر در جوامع سرمایه‌داری، کارکردی کاملاً ایدئولوژیک دارد و با استناد به یکی از مباحث پیر بوردیو می‌گوید: هنر به مصرف‌کنندگان و مخاطبان محدود خود این اطمینان را می‌دهد که هر چند دنیای امروز آکنده از فساد و زد و بند و خشونت و بی‌رحمی و  دروغ و وحشیگری است ما تولید و مصرف‌کنندگان هنر از این قاعده مستثنی هستیم. ضمن آن که حیطه آزاد فعالیت‌های هنری برای دولت‌ها این تضمین را می‌آورد که نوعی از آزادی در جهان امروز قابل احراز است که می‌تواند از محدودیت‌ها و اجبارهای کلی حاکم بر این جهان مصون باشد. او می‌گوید آثار هنری می‌توانند آرمانشهرهای کوچکی بسازند که در آن مخاطبان آزادانه با هم و با آثار در تعامل باشند و رابطه و همکنشی کاملاً آزادی را با هم تجربه کنند و این امکان یک کنش سیاسی واقعی را فراهم می‌سازد که هرگاه از دل این فضا قدم بیرون گذاریم دیگر قبول سلطه برای ما دشوار خواهد بود.»

 

 گلستانه در ادامه در تبیین مواضع نویسنده ادامه داد: «استلابراس در ادامه به تشریح مواضع منتقدان فرهنگ سرمایه‌داری و خاستگاه فکری آنان پرداخت: «منتقدانی که به مسائل و بنیادهای اصلی سرمایه‌داری امروز اعتراض دارند از دل این فضاها بیرون نمی‌آیند و  مواردی فرعی و حاشیه‌ای همچون حق آزادی برهنگی برایشان مهم‌تر به نظر می‌رسد. بنابراین شکلی از آزادی عرضه می‌شود که هم ناقص است و هم محدود.  سومین محور که استلا براس در نقد "منطقه آزاد هنر" طرح می‌کند این است که نشانه‌های فرهنگی ترکیب می‌شوند و مرزها فرو می‌ریزند. در این هم‌آمیزی مرزها و نشانه‌ها بیان دیگری از در هم شکستن مرزها در نظام بازار آزاد را جلوه‌گر می‌یابیم که تمام هویت‌ها را در دل خود ادغام می‌کند و این درهم‌آمیختگی نشانه‌های فرهنگی بخش دیگری از درهم‌آمیختگی فرهنگ‌ها و ارزش‌ها در نظام بازار آزاد است که آنچنان به زبان اصلی و مسلط تولید هنری امروز تبدیل شده که هنرمندانی که نمی‌خواهند از این بیان استفاده کنند همانند بازمانده‌های دورانی عجیب و ناشناخته جلوه می‌کنند.»

 

 علی گلستانه در بیان غیر عقلانی شدن هنر در جهان امروز از دید نویسنده خاطرنشان کرد : «هنر بعد از 1989 و آغاز دوران پس از جنگ سرد یک دوره رونق اقتصادی را پشت سر می‌گذارد که تولیدات هنری تلخ دهه 80 جای خود را با آثاری زیبا، نمایشی و مسحورکننده عوض می‌کنند و بازار هنری نیز به این تولیدات و محصولات درخشان و پرزرق و برق روی خوش نشان می‌دهد و از اینجاست که به تبدیل تولیدات هنری به تولیدات توده مردم و نزدیک شدن به تولیدات صنعتی و دنیای کالاها می‌رسد.» او این چنین نتیجه می‌گیرد که: «اگر این بازمانده آن ایده پست‌مدرنیستی درهم آمیختن ژانرهای والا و پست باشد درهم آمیختگی هنر با تولیدات عامه مردم شکل انحراف یافته این ایده است. با نزدیک و نزدیک‌تر شدن تولیدات هنری به تولیدات فرهنگ عامیانه، عرصه هنر همچنان والایی و تقدس خود را حفظ می‌کند و رازآمیز و جادویی می‌ماند.» گلستانه در ادامه به استدلال‌های چهارگانه نویسنده در اینکه هنر امروز هنری غیرعقلانی و غیر قابل شناخت است اشاره کرد و افزود: «اولین دلیل از دید او آن است که ما معیارهایی برای تشخیص ظاهر اثر هنری از اثر غیر هنری داریم. دوم اینکه آثار هنری مشابهاتی دارند. سوم اینکه جهان هنر قاطعانه جلوی ورود بعضی آثار را می‌گیرد و سرانجام چهارم اینکه ما هر روز شاهدیم که در فرهنگ عوام عناصری از هنر گرفته شده و وارد تبلیغات و دنیای مصرف می‌شود و این باعث هرچه آشناتر شدن مردم با عناصر و نشانه‌های هنری می‌شود.» نکته بعدی که گلستانه به آن اشاره کرد بحث تکثرگرایی و چند فرهنگی بود. وی در این بخش یادآور شد: «جشنواره‌هایی که در جهان سوم برگزار می‌شود ترویج زبان هنری کشورهای پیشرفته صنعتی و مبتنی بر معیارهای سخن‌پردازی زبان جهانی هنر است که همان زبان مسلط نظام اقتصاد جهانی است.  در نهایت او بر این نکته تأکید می‌ورزد که بین ادعاهای هنر جدید و کارکرد واقعی هنر در جهان امروز یک تناقض وسیع وجود دارد و از این تناقض می‌توان به نفع تبدیل هنر به یک مبارزه سیاسی بهره جست. هنگامی که میان مناسبات تولید و ابزار تولید تناقض ایجاد می‌شود مقدمه یک انقلاب است.»  گلستانه سخن خود را با این جمله و نتیجه‌گیری از نویسنده کتاب جمع‌بندی و به پایان رساند: «هنر باید از ژست و موضع بی‌کارکرد بودن و  فقدان کاربردی شدن بیرون بیاید و کاربردی شود. نزدیک کردن هنر به یک کنش واقعی سیاسی و اینکه از قالب هنر بودن صرف بدر آید و خودش را نفی کند و تبدیل به یک کنش مستقیم سیاسی شود که از آن نمادها و نشانه‌ها تهی باشد یک روند مثبت خواهد بود.»

 

گفتنی است سلسله نشست‌های تخصصی نقد و بررسی کتاب‌های تازه انتشار یافته در حوزه هنرپژوهی معاصر ایران و جهان با حضور مؤلفان، مترجمان و عموم علاقه‌مندان مباحث نظری –تحلیلی هنر همچنان تداوم خواهد داشت. 

 

دفعات مشاهده: 16984 بار   |   دفعات چاپ: 1259 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: زمان برگزاری کارگاه «نماد‌شناسی هنر شرق» به تعویق افتاد ::

زمان برگزاری کارگاه «نماد‌شناسی هنر شرق» به تعویق افتاد.

تاریخ دقیق برگزاری این کارگاه متعاقبا اعلام خواهد شد. 

دفعات مشاهده: 16642 بار   |   دفعات چاپ: 937 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: چهارمین نشست از سلسله نشست‌های بررسی کتاب‌های هنر معاصر ::

AWT IMAGE

   

چهارمین نشست از سلسله نشست‌های بررسی کتاب‌های هنر معاصر به همت کمیته هنر معاصر پژوهشکده هنر و خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود. 

 

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده هنر، چهارمین نشست از سلسله نشست‌های بررسی کتاب‌های هنر معاصر به همت کمیته هنر معاصر گروه تاریخ هنر پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر و خانه هنرمندان ایران با هدف نقد و تحلیل علمی کتاب‌های منتشر شده در حوزه هنر معاصر برگزار می‌شود. در این نشست کتاب‌های «هنر معاصر» نوشته‌ی جولیان استلابراس (ترجمه‌ی احمدرضا تقاء) و «هنر معاصر: تاریخ و جغرافیا»، نوشته‌ی کاترین میه (ترجمه‌ی مهشید نونهالی) با حضور علی گلستانه و جمال عربزاده، از کارشناسان تاریخ هنر و نقد هنر، تحلیل و بررسی خواهند شد.

 

در کتاب «هنر معاصر» علاوه بر طیف مسایل سیاسی و اقتصادی که پیرامون وضعیت متاخر هنر غربی مطرح شده، بخش‌هایی هم به بحث درباره هنر کوبا، چین، هنر روسیه و کشورهای اسکاندیناوی اختصاص داده شده است. همچنین این کتاب را می‌توان تحلیلی بر هنر در دوران پسامدرن قلمداد کرد. اشارات بسیار نویسنده به شاکله‌های هنری مختلف در دوران پسامدرن چون هنر چیدمان، هنر اجرا و ویدیوآرت و همچنین آثار هنرمندانی چون «دیمین هرست» و بیان ویژگی‌های پست‌مدرنیستی این آثار، مخاطب را با تحلیلی از هنر دوران پسامدرن مواجه می‌سازد.

 

کتاب «هنر معاصر- تاریخ و جغرافیا» نیز در پی یافتن پاسخی ناممکن درباره‌ی مفهوم معاصر بودن است. نویسنده با کنکاش در تاریخ هنر معاصر به ویژه شیوه و روش های نوین سعی کرده است نقش عوامل مؤثر در ثبت اثری به عنوان هنر گام بردارد. او در این راه با گوشه چشمی به تاریخ هنر بی آنکه قصد تاریخ نگاری داشته باشد، به مهمترین این عوامل توجه کرده است. کتاب حاضر درک ما در شناخت فاصله ها و استنباط های پر ابهام و ایهام‌مان از مفهوم معاصر را روشن می‌کند.

این نشست که حضور در آن برای عموم علاقه‌مندان آزاد است در روز چهارشنبه 7 بهمن‌ماه 1394 از ساعت 17 الی 19 در سالن «استاد جلیل شهناز» خانه هنرمندان ایران به آدرس تهران، خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی (فرصت شمالی)، باغ هنر برگزار خواهد شد.

دفعات مشاهده: 16940 بار   |   دفعات چاپ: 1017 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: گزارش کارگاه آموزشی «معرفی هنر سوزن‌دوزی زردشتی» ::

پژوهشکده هنر، کارگاه آموزشی «معرفی هنر سوزن‌دوزی زردشتی» را برگزار کرد:

بازآرایی گل و نقش‌های زردشتی به روایت کتایون مزداپور

 

AWT IMAGE

در ادامه سلسله کارگاههای آموزشی و تخصصی پژوهشکده هنر که با هدف ارتقاء آگاهی علاقه‌مندان به آیین، سنت و تاریخ هنرهای ایرانی برگزار می‌شود این بار کارگاه «معرفی هنر سوزن‌دوزی زردشتی» میزبان دکتر کتایون مزداپور،استاد بازنشسته و پژوهشگر حوزه فرهنگ و اسطوره‌شناسی بود تا از سیر تاریخی تا زیبایی‌شناسی این هنر از یاد رفته و اصیل متعلق به یکی از کهن‌ترین اقوام این سرزمین با نمایش تصاویر و نمونه‌های موجود ازاین هنر سخن بگوید.

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده هنر وابسته به فرهنگستان هنر این نشست که عصر روز چهارشنبه شانزدهم دی از ساعت ۱۴ تا ۱۸ در دو بخش برگزار شد به آشنایی با هنر سوزن‌دوزی یا "گل و نقش" زردشتی اختصاص داشت که در آن کتایون مزداپور، سیر تحول این هنر ظریف و کهن را بر بستری از تاریخ، اقلیم، نمادشناسی و کارکردهای اجتماعی به روایت نشست.

از ایده و آیین تا اقتصاد و قوم‌نگاری یک هنر...همه چیز درباره "گل و نقش"

 

کتایون مزداپور  کارگاه را با تعریف و پیشینه تاریخی و خاستگاه بومی و اقلیمی این هنر آغاز کرد: «"گل و نقش" اسم قدیمی و کمتر شناخته شده هنر سوزن‌دوزی نزد زنان زردشتی هم در "یزد" و هم در "کرمان" بوده و این هنر هم بیشتر در این دو منطقه رواج داشته است. دو منطقه‌ای که به نوعی زیست‌بوم بیشترین جمعیت زردشتیان ایران هم محسوب می‌شده است. هم اکنون از این هنر تنها نمونه‌های معدودی باقی مانده و احتمال دارد کهن‌ترین نمونه‌هایش که من نام "نقشینه" را برایش انتخاب کرده‌ام قدمتی بیشتر از ۱۵۰۰  سال داشته باشد. این نقش‌ها عمدتاً دوختی ظریف و نازک دارد و افزون بر آنکه دشواری دوخت و ظرافت بسیار درآن هست صرف وقت زیاد و استعداد بالایی هم می‌طلبیده است.» وی در ادامه با نشان دادن نمونه‌های تصویری از نقوش ایجاد شده با الهام از الگوهای "گل و نقش" از جمله : "سرو خمیده"، "طاووس"، "ماهی" و "گل" به تحلیل این هنر از منظر خاستگاه و موقعیت اقتصادی خانواده پرداخت: «با توجه به جوانب مختلف به نظر می‌رسد این هنر با خودکفایی اقتصادی خانواده ارتباطی تنگاتنگ داشته و رواج آن نیز بر چنین زمینه‌ای امکان‌پذیر بوده است.» وی آنگاه با نشان دادن اشیائی از قبیل کیف، جلد آینه و...که با گل و نقش تزیین شده یادآور شد:

«تزیین جامه با گل و نقش، هنری است که اصطلاحا به آن "هنر مصرفی" می‌گویند اما چون این نقش روی لباس طراحی و اجرا می‌شده طبیعتاً خیلی زود فرسوده و کهنه می‌شده و از بین می‌رفته در حالیکه اگر برروی تابلو نقاشی یا ظروف نقره یا برروی دیوارهای سنگی بوده هرگز اینقدر زود در معرض پوسیدگی و از میان رفتن نبوده است.» وی سپس دو عامل را در از میان رفتن این هنر و الگوهای آن تشریح کرد:  «اول- گل و نقش را روی پارچه‌های کم‌دوام و آسیب‌پذیر ابریشم می‌دوختند که طاقت شستشو و آفتاب را نمی‌آورد و خیلی زود از بین می‌رفت و این هنر دشواردوخت و پر دقت و ظرافت هم در نتیجه عمر کوتاهی داشت و نمونه‌های بسیار کمی از خود به جا گذاشت. دوم- دشواری  و ظرافت نقش‌های این هنر است که میزان زیادی از دقت و حساسیت را می‌طلبیده است.» 

مزداپور در ادامه با اشاره به تجملی و فاخر بودن این جامه‌ها و کارکرد تشریفاتی آنها به طرح دو پرسش درباره این هنر پرداخت که اولی به کهن‌ترین خاستگاههای تاریخی- طبقاتی و دیگری به چشم‌انداز آینده و موقعیت امروزین آن مرتبط بود: 

اول- در هنر زردشتی‌دوزی آیا بقایایی از طبقه مرفه جامعه ساسانی می‌توان یافت؟

دوم- برای گل و نقش در صنعت جامه دوزی و پوشاک امروز و الگوهای تزیینی که پسند بازار و مصرف کننده امروز باشد چه کارکردها و چه راههایی می‌توان اندیشید و اساساً چه راهکارهایی را می‌توان برای پیوند این هنر با صنعت، فن‌آوری و مخاطب امروز پیشنهاد کرد؟

پس از آن وی با اشاره به یکسان شدگی پوشش در روند جهانی شدن و از میان رفتن تنوع و گوناگونی فرهنگ‌ها و ملیت‌ها حتی نزد اقوام و قبایل دست‌نخورده جهان به دگرگونی جامه زردشتیان ایران پرداخت و از ریشه‌های تاریخی این پوشش گفت: «ما هنوز به طور دقیق نمی‌دانیم جامه‌ای که زردشتیان یزد و کرمان می‌پوشیدند دقیقاً از کی و به چه صورت شکل گرفت همچنان که این سنت را در جنوب و در نزد بانوان بندری هم با تغییراتی می‌توان دید اما از دوره صفویه و حتی قرون پیش از آن نیز آثار و شواهد و مستندات کافی در دست داریم که نشان می‌دهد این طرز پوشش ازآن زمان معمول بوده و کاربرد داشته است. مسأله دیگر ضرورت متمایز بودن اقلیت‌ها به لحاظ پوشش و اصرار بر جدا بودن لباس آنها از اکثریت بوده است.»

بازتاب جهان‌بینی و بینش زردشتی در شیوه پژوهی و نمادشناسی "گل و نقش"

 

در این بخش دکتر کتایون مزداپور به انعکاس جهان‌بینی و بازتاب بینش کلی زردشتی و تصورات و مفاهیم کهن آن در قالب رنگ و نقش پرداخت و مواردی از جمله: رنگ‌های روشن و شاد، پرهیز از رنگ‌های تیره و خاکستری، استفاده از تصویر درخت، ماهی، پرنده و گل و احتراز از نقوش جانوران خطرناک یا درنده همچون مار و شیر و اژدها و حتی درونمایه‌های اساطیری و نمادین این عناصر را در تبیین مدعای خود برشمرد. وی در بیان هستی‌شناسی این نقوش هم گفت: «آنچه در پس این دنیای رنگ‌هاو نقش‌ها می‌بینیم یکسر اشاره به آفاقی از زیستن خوش و شادکامانه و شیرین است و از هرگونه داستان و معنای اساطیری خالی است و تنها طرح است با تمام سادگی ممکن. طرح‌هایی که نه نشان از ترکیب انسان و حیوان دارد و نه صید ماهی یا پرنده را به دست انسان به نمایش می‌گذارد.»

وی آنگاه به سیر تاریخی تغییر این جامه در کرمان و یزد با اشاره به نقش افرادی چون ارباب کیخسرو شاهرخ، تأثیر ظهور صنعت عکاسی در ضبط تغییرات رخ داده در لباس، از میان رفتن تدریجی تفاوت و تمایز میان لباس زردشتیان با دیگر اقشار درپی روند همسان شدن لباس پرداخت و با طرح مباحثی چون تغییر و تحولات دوران پهلوی اول و کشف حجاب، رشد صنعت و فن‌آوری روز که در نوع لباس و شکل کاربرد آن مدخلیت داشته به یکی دیگر از وجوه این تحول و دگرگونی بر مبنای تغییر در "سنت فرهنگی" و "خاستگاه اقتصادی" اشاره کرد و گفت: «شرایط بازار و ارتباط آن با وضع خانه و خانواده روشن می‌کند که تهیه لباس بخش مهمی از هزینه‌های جاری و روزانه را پس از خوراک و احتمالاً درمان به خود اختصاص می‌داده و طبیعتاً در اقتصاد خودکفای خانواده‌های طبقه ضعیف و کم‌درآمد، گل و نقش نمی‌توانسته جایگاه چندانی بیابد.»

وی در بخش زوال سنت‌های فرهنگی و قومی که این شیوه و شکل پوشش را درخود می‌پروردند نیز خاطرنشان کرد: «در گذشته شاهد سنت‌هایی چون: "به استاد رفتن" یا "چرخستان" درمیان زردشتیان بودیم که بستر مناسبی برای آموختن و انتقال و اشاعه "گل و نقش" بوده اما رفته رفته تغییر نسل‌ها موجب فراموشی این سنتها و درنتیجه گسست فرهنگی شد.»

  

تشریح اجزا و عناصر لباس‌‌های زردشتی

 

در این بخش اجزا و عناصر البسه زردشتیان شامل: قبا، دستار، عرقچین یا کلاه، سدره، کفش و گیوه، چادرشب( لباس مردانه) و مکنا، شوال(صورت تغییریافته شلوار)، پیراهن، لچک، سایه کویی، سدرهبه تفکیک و همراه با شیوه دوخت گل و نقش بر هریک تشریح شد. همچنین مواردی ازقبیل: ترتیب گل و نقش‌ها، میزان ظرافت هر گل و نقش، نوع ترکیب گل و نقش با طراحی پارچه ، شفاهی و ذهنی بودن این نقوش مورد اشاره قرار گرفت.

   

فلسفه و درونمایه  فکری نقوش-  از "صورت"  تا  "انتزاع"

 

مزداپور بخش نخست این کارگاه پژوهشی را با اشاره به ابهامات موجود در خصوص فلسفه و پس‌زمینه‌های فکری نقوش گیاهی و جانوری به پایان برد و سخن خود را اینگونه جمع‌بندی کرد: «هنر ایران یک هنر تجریدی- انتزاعی است و وقتی به مرحله اجرا رسیده با اصل خود فاصله بسیاری پیدا کرده است.»

بخش دوم کارگاه  آموزش عملی شیوه‌های دوخت و الگوهای "گل و نقش"

 

دربخش دوم که پس از یک استراحت کوتاه آغاز شد خانم‌ها : شیرین مزداپور و نسیم نمازی به آموزش عملی شیوه‌های دوخت و الگوهای گل و نقش با ارائه نمونه‌های مختلف آن پرداختند. بدین‌ترتیب کارگاه یک روزه  سوزن‌دوزی زردشتیان ایران با معرفی هنری که آیینه‌ای از اصالت‌ها و ظرافت‌های سنت هنری یکی از ریشه‌دارترین و کهن‌ترین اقوام ایرانی است به کار خود پایان داد.

یادآور می‌شود پژوهشکده هنر نشست‌ها و کارگاه‌های تخصصی خود را برای علاقه‌مندان هنرهای ایران و جهان ادامه خواهد داد.

دفعات مشاهده: 17035 بار   |   دفعات چاپ: 1054 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: گزارش کارگاه تخصصی «جستجوی متون و منابع هنری در اینترنت» ::

حمید سوری  کارگاه تخصصی «جستجوی متون و منابع هنری در اینترنت» را برگزار کرد

 

AWT IMAGE

 

در ادامه کارگاه‌های تخصصی پژوهشکده هنر، کارگاه یک‌روزه «جستجوی متون و منابع هنری در اینترنت» با حضور علاقه‌مندان و توسط حمید سوری برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده هنر در این کارگاه که روز چهارشنبه دوم دی‌ماه از ساعت 15 تا 19 در محل پژوهشکده برگزار شد، حمید سوری مدرس، پژوهشگر و صاحب‌نظر نام‌آشنای هنری، شیوه‌های جستجو، انتخاب، ارزشیابی کیفی- محتوایی و دسته‌بندی منابع و متون هنری در اینترنت را برای حاضران تشریح کرد که سرفصل‌های محوری مباحث طرح شده در پی می‌آید:

انتخاب واژگان

در این بخش حمید سوری به مواردی همچون انتخاب واژگان یا عبارت کلیدی، واژگان آکادمیک و حرفه‌ای  و روش‌شناسی آن پرداخت و گفت: جستجوگر گوگل با وجود قدرت بسیار زیادش یک نتیجه مخرب و زیان‌بار می‌تواند به‌همراه داشته باشد و آن "گوگلی شدن" ذهن ماست. ما باید از ابتدا به این فکر کنیم که معمولاً چه واژه‌هایی درباره موضوع مورد نظر می‌آید. میزان و فراوانی مخاطب، شناخته شدگی و شهرت (popularity) و میزان و حجم رجوع به آن سایت از اهمیت زیادی برخوردار است. وی آنگاه به استاندارد تعداد واژگان مورد جستجو پرداخت: یک یا دو واژه بسیار کم است. واژگان زیاد هم در بسیاری مواقع به نتایج درستی منتهی نمی‌شوند. بهترین قاعده: 3 تا 5 واژه مرتبط است. وی آنگاه به مواردی چون: "واو" تلویحی، ذکر عبارت دقیق، حذف عبارات بسیار رایج، حروف تعریف، حروف اضافه و....... با ذکر نمونه‌ها و موارد عینی در جستجوی سایت‌ها اشاره کرد.  از موارد دیگر که سوری به آنها پرداخت: مشتقات اتوماتیک واژگان، اهمیت ترتیب واژگان، تفاوت حروف بزرگ و کوچک در فرآیند جستجو، آوردن “a”  یا “ the” به قصد انحصار و قطعیت کلمه مورد جستجو  و به حساب نیامدن نشانه‌های وصل و فصل، گیومه، علامت تعجب و... در گوگل بود.

سوری در ادامه به امکانات زیاد“advanced search”  که برای پژوهش‌ها بسیار مفید است اشاره کرد و موارد آن ازجمله: زبان، منطقه، مساحت، اندازه، وزن، و... را در یافتن موضوع مورد جستجو توضیح داد.  وی سپس به امکانات "ویکی پدیا" و روش کار و نقاط قوت و ضعف آن اشاره کرد و گفت: ویکی پدیا به عنوان یک “open source”  یا "منبع باز" در تحقیقات به کار می‌رود و اصلاً برای پژوهش مناسب نیست اما به عنوان اولین نقطه شروع قابل استفاده است و اطلاعات ارزشمندی به ما می‌دهد از جمله ارجاعاتی که به منابع، کتاب‌ها، اخبار و مقالات و... پیرامون آن موضوع دارد. سوری سپس به “search tool” اشاره کرد و امکانات آن را برای جستجوی تصویر همراه با گزینه‌های: رنگ، زمان، علامت دوربین جلوی هر صفحه برشمرد که حاوی تصویر است.

حمید سوری بخش دوم این کارگاه را با طرح مباحثی در خصوص چگونگی دستیابی سریع به موضوعات آکادمیک، اطلاعات مرتبط با کتاب و دانلود کتاب، امکانات “Google book” و  “ Google scholar” آغاز کرد و تأکید نمود: باید " گوُگل اسکالر" را جزو “favorite” های دایمی خود قرار دهید چرا که نقل قول‌های پایین هر عنوان نشان از دقت و اعتبار آن دارد.  ما را به مقالات مرتبط راهنمایی می‌کند و کمک ویژه‌ای برای پژوهش در اختیار می‌گذارد.

ارزشیابی منابع اینترنتی

در این بخش، سوری در بیان ضرورت این امر برای پژوهشگران و در پاسخ به این پرسش که: چرا ارزشیابی منابع اینترنتی مهم است؟ به این موارد اشاره کرد:

  1. چون هرکسی می‌تواند در اینترنت مطالبی را با هر سلیقه و کیفیت انتشار دهد.
  2. امکان کنترل کیفی مطالب در اینترنت وجود ندارد.
  3. بسیاری از مطالب و صفحات اینترنتی به روز نمی شوند.

AWT IMAGE

راههای اعتبارسنجی یک منبع اینترنتی

در این بخش، مهم‌ترین ضرورت اعتبارسنجی کیفی یک منبع در اینترنت، اطمینان پژوهشگر از اعتماد و اعتبار آن عنوان شد و شیوه های اعتبارسنجی در این موارد مورد بررسی قرار گرفت:

  1. توجه به نشانی سایت ( شخص، نهاد، دولت، و...)
  2. ظاهر سایت
  3. چه کسانی سایت را اداره می کنند؟ حامیان سایت؟
  4.  انگیزه گردانندگان سایت؟ ( آگاهی، اقناع، استهزاء، فروش و تجارت، و...)
  5. نویسنده یا نویسندگان سایت؟ پس‌زمینه فکری؟ دردسترس بودن مشخصات آنها؟

ارزشیابی محتوایی

پس از اشاره‌ای به رده‌بندی کیفی سایت‌ها از جمله: (ac- edu) ، (co- com)،  (Gov) ، (org) نوبت به بخش ارزشیابی محتوایی رسید که در این بخش، مباحثی از قبیل: بحث اقناعی، گزاره‌ها ( فکت-fact )، حجم و کیفیت اطلاعات، دیدگاه و نظرگاه، مبتنی بودن بر استدلال و شواهد یا حکم و پیشداوری، تعصبی و جنجالی بودن یا رویکرد منطقی و به دور از سفسطه،  نسبت بحث‌ها و نتیجه‌گیری‌ها با منطق و حقیقت یا غیر آن، یکطرفه بودن بحث یا پرداختن به جنبه‌های مختلف یک مسأله، متناسب بودن سطح سایت با سطح پژوهش، میزان و حجم ارجاع‌دهی به منابع اصلی، قابل اعتماد بودن منابع، میزان اصالت اطلاعات، میزان دقیق و جدید بودن اطلاعات، نوع نگارش و کیفیت لحن، کلی یا جزیی دیدن مسأله و دقیق و فراگیر دیدن و... مورد اشاره قرار گرفت.

ارزشیابی منابع اینترنتی ( کارهای کارآگاهی)

در این قسمت نیز مواردی چون: جستجوی نویسنده در صورت ناشناس بودن، بررسی پس‌زمینه، فلسفه، مروری بر لینک‌ها ( به- از )، نگاهی به صفحات مشابه در گوگل، بررسی نشانی سایت در : (alexa.com) که سایت‌های دیگر را آنالیز و ارزیابی می‌کند و اطلاعات اولیه‌ای که می‌دهد مفید است نظیر ترافیک سایت، آنالیز مخاطبان (برحسب تحصیلات و مناطق سکونت و جنسیت کاربران و...) مطرح گردید.

ارجاع‌دهی و شیوه استناد

سوری در ادامه این کارگاه به طرح این پرسش پرداخت که: چگونه می‌توانیم در مقالات و پژوهش‌های خود به مطالبی که از منابع اینترنتی به دست آورده‌ایم استناد کنیم و بدان ارجاع دهیم؟ و در پاسخ به همین پرسش به طرح مباحثی در خصوص: روش ارجاع‌دهی در کتاب الکترونیکی، اطلاعات نویسنده یا نویسندگان، سال انتشار، عنوان، ناشر، محل نشر، نشانی الکترونیک کتاب ( به طور کامل و دقیق) و تاریخ دسترسی پرداخت و در ادامه به مواردی دیگر همچون: شیوه مقاله در نشریه‌های الکترونیکی، چگونگی استناد به منابع وب و... اشاره کرد.

نشانی سایت‌های کتاب

در این بخش نشانی مهم‌ترین سایت‌های معتبر در زمینه کتاب همراه با نمایش و نحوه استفاده و کار با این سایت‌ها توضیح داده شد.

دیکشنری‌ها

در این بخش نیز شماری از مهم‌ترین دیکشنری‌ها و سپس مجلات‌ هنری در اینترنت معرفی شد و به صورت عملی همراه با کاربرد و نحوه کار با آنها به حاضران نمایش داده شد.

موزه‌ها و گالری‌ها

در این قسمت، مهم‌ترین سایت‌های متعلق به گالری‌ها و موزه‌های جهان به همراه امکانات و ویژگی‌های هریک معرفی گردید و به عنوان نمونه در معرفی امکانات سایت موزه "متروپولیتن"،  امکانات و قابلیت‌های پژوهشی آن از جمله: دوره‌بندی تاریخی- منطقه‌ای، توضیح یکایک آثار موجود در موزه، نمایش اندازه اصلی، مقالات مرتبط، نقشه‌ها و... همراه با دسته‌بندی موضوعی و محتوایی کامل آثار بررسی شد.

سوری کارگاه  «جستجوی متون و منابع هنری در اینترنت» را با توضیحات تکمیلی خود در خصوص امکانات پژوهشی سایت‌ها و معرفی چند سایت دیگر همراه با ذکر ویژگی‌ها و کاربردهای هریک (از جمله بخش تصاویر سایت کتابخانه کنگره به عنوان یکی از غنی‌ترین منابع آرشیو تصویری تاریخ هنر در جهان) به پایان برد.

یادآور می شود پژوهشکده هنر، کارگاههای تخصصی خود را با هدف ارتقاء کیفی مطالعات پژوهشی در حوزه هنرهای ایران و جهان با حضور صاحبنظران هنری و عموم علاقه‌مندان ادامه خواهد داد.

دفعات مشاهده: 16894 بار   |   دفعات چاپ: 977 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: گزارش سومین نشست بررسی کتاب‌های هنر معاصر ::

پژوهشکده هنر در " خانه هنرمندان" برگزار کرد:

"علیه تفسیر" اثر "سوزان سانتاگ" نقد و بررسی شد

 

در ادامه سلسله نشست‌های تخصصی بررسی کتاب‌های منتشر شده در حوزه هنر معاصر، این بار در نشستی با همکاری پژوهشکده هنر و خانه هنرمندان، کتاب "علیه تفسیر" اثر "سوزان سانتاگ" با حضور مترجم کتاب و شماری از صاحب‌نظران، نقد و بررسی شد.

 

 AWT IMAGE

 

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر در این نشست که عصر روز یکشنبه ششم دی ماه در سالن استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان با همکاری کمیته هنر معاصر پژوهشکده و معاونت پژوهشی خانه هنرمندان در ادامه سلسله نشست‌های نقد و بررسی کتاب‌های روز هنر معاصر ایران و جهان با حضور علاقه‌مندان برگزار شد " مجید اخگر" مترجم کتاب به همراه " امیر نصری" و " فرشید آذرنگ" به تحلیل و بررسی کتاب " علیه تفسیر" اثر "سوزان سانتاگ" نویسنده و منتقد نام آشنای حوزه مطالعات هنر و فرهنگ از منظرهای مختلف پرداختند.

 

     در ابتدا " مجید اخگر" مترجم اثر "سانتاگ" با بیان تاریخچه‌ای از سیر تکوین و گسترش فضای نقد در اروپا از قرن هجدهم، شکل‌گیری نقد ادبی و هنری را از دل محافل و فضاهای عمومی و مطبوعات و تخصصی‌تر شدن تدریجی مباحث آنها عنوان کرد و در بیان ماهیت و معنای نقد گفت: نقد از همان ابتدای شکل‌گیری، گفتاری دورگه یا چندرگه بوده است: ارزش‌های جمعی حاکم بر طبقه متوسط، ارزش‌هایی که در نقد مورد بحث قرار می‌گیرند. آنچه در خصوص علمی و تخصصی و خنثی بودن نقد گفته‌اند فقط معطوف به "وجه زیبایی شناختی" نقد بوده و نقد همان‌طور که گفته‌شد دورگه بوده و بسیاری از منتقدان بزرگ مثل بودلر و.... از قرن 18 به بعد به جنبه‌های اخلاقی نقد نیز توجه کرده‌اند. کتاب مورد بحث هم فضای تازه‌ای برای اندیشیدن به این افق‌های دیگر در نقد پیش روی خواننده و منتقد می‌گذارد.

 

AWT IMAGE

 

     پس از آن نوبت به " امیر نصری" پژوهشگر حوزه فلسفه هنر و استادیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی رسید که سخن را با ذکر اهمیت کتاب "سانتاگ" آغاز کرد و اظهار داشت: در تمام انتولوژی‌هایی که در باب نقد و نظریه‌پردازی هنر نو نوشته شده به نحوی به مقاله "علیه تفسیر" سانتاگ ارجاع داده می‌شود.

 

     این مدرس دانشگاه با بیان اینکه: تمام کوشش نویسنده در این اثر آن است که بگوید به جای گشتن معنایی در پس یک اثر هنری باید ظاهر اثر را کشف کنیم به نقل قول سانتاگ از " اسکار وایلد" در آغاز مقاله خود اشاره کرد که باید در جستجوی معانی مرئی و آشکار اثر بود تا وجوه و معانی نامرئی آن. وی در ادامه خاطرنشان کرد: سانتاگ با آغاز سخن خود با این گفته وایلد، تلقی خاصی از تفسیر را مد نظر دارد که مبتنی بر محتوا و نسبتی است که با محتوای اثر هنری دارد. سانتاگ درصدد کنار نهادن این فرض است که هر اثری لزوماً در پی محتوایی است. ادعای او این است که اساساً محتوانگری، خطایی است که بواسطه تفسیر تداوم یافته است. وی آنگاه با بیان نقل قول سانتاگ از فریدریش نیچه در اراده معطوف به قدرت که: "هیچ واقعیتی در کار نیست و همه چیز، تفسیر است" به معنای مورد نظر سانتاگ از تفسیر پرداخت و گفت: باید ابتدا ببینیم این رویکرد برای تفسیر چه مؤلفه‌هایی قائل است. کنش اولیه تفسیر این است که وقتی با یک اثر هنری مواجه می‌شویم در تفسیر اثر، کلیت آن را نمی‌بینیم بلکه مؤلفه‌هایی را بیرون می‌کشیم. کنش دوم تفسیر آن است که ما در جریان و فرایند تفسیر  داریم آن را " ترجمه" می‌کنیم. این یعنی اثر غیر از آنچه مرئی است می‌خواهد چیزی را آشکار کند. این منتقد و کارشناس هنری در ادامه مباحث خود با استناد به این جمله اسکار وایلد که: "راز اثر، معنای مرئی آن است نه نامرئی" به تقسیم‌بندی رویکردهای تفسیری پرداخت و گفت: رویکردهای تفسیری را می‌توان بطور کلی اینگونه تقسیم‌بندی کرد: 1- تفسیر تحت‌اللفظی 2- تفسیر باطنی ( یا تمثیلی) و سانتاگ با استفاده از تفسیر رواقیون از هومر و تفسیر فیلون از متن کتاب مقدس علیه همین رویکرد است که مقاله می‌نویسد. وی افزود: در نگاه سانتاک‌، معنا بجای آنکه وجه پنهان اثر باشد وجه آشکار آن است. او می گوید ما بجای توجه به متن، همیشه به دیگری نظر کرده‌ایم آن هم با استناد و اتکا به متن که رویکرد هرمنوتیکی است و بدون اتکا به متن می‌خواهد به منطق و باطن متن دست پیدا کند. سانتاگ با وام گرفتن از " شلایر ماخر" از "سبک مدرن هرمنوتیکی تفسیر" سخن می‌گوید: "سبک مدرن، حفاری می‌کند و به همین خاطر ویرانگر است". او معتقد است این نوع تفسیر  سعی دارد به پشت متن، چنگ بیندازد تا در آنجا زیرمتنی بیابد که از قرار معلوم، متن اصلی هم همان است نه این متنی که پیش روی ماست. بنابراین وقتی می‌گوییم اثر هنری همیشه دارای محتوایی است هر تفسیری به تعبیری همیشه مؤلفه‌های خاصی را از اثر درنظر می‌گیرد و کلیت اثر را فدای همان مؤلفه‌هایی می‌کند که "من" در مقام " مفسر" گزینش کرده‌ام و از این‌رو مفسر ناگزیر معنایی به متن می‌بخشد که یکسره متفاوت با خود متن است و معنایی را ورای خود متن به آن تحمیل می‌کند. سانتاگ برخلاف سنتی که همواره در پی ورای متن و پس متن است پیشنهاد می‌کند به خود متن و ظاهر آن توجه کنیم وگرنه در غیر این‌صورت چیزی جز خود متن را جستجو کرده‌ایم. وی آنگاه به تعبیر "رام و اهلی کردن اثر هنری" از سانتاگ اشاره کرد که در مورد تفسیرهای تمثیلی به کار برده و این‌گونه می‌گوید که: ما اثر هنری را رها نمی‌کنیم که خودش، خودش را معنا کند. وی یادآور شد: دنبال سمبل‌ها گشتن در اثر هنری ناقض وجه زیباشناختی آن است و سانتاگ این پیش‌فرض داشتن مفسر را که با آن و بر اساس آن به سراغ اثر می‌رود در حکم دور شدن از خود اثر می‌داند و یکی از پیامدهای عمده این رویکرد هم، جداشدن فرم از محتوای اثر خواهد بود. پس به جای رویکرد "تجویزی" بهتر است که رویکرد "توصیفی" را در مواجهه با متن در پیش بگیریم و این رویکرد منتقدانه به تعبیر سانتاگ، ملاحظات محتوایی را در ملاحظات فرمی به تحلیل می‌برد. رویکردی که سانتاگ از آن تجلیل می‌کند رویکرد به "لذت فرم" و بازیابی حواس در مواجهه با اثر هنری به جای رویکرد هرمنوتیک یا به تعبیری رویکرد حفارانه و ویرانگر است.

 

AWT IMAGE

 

   در اینجا مترجم کتاب در باب برگردان واژه‌های "معناشناسی" به جای " هرمنوتیکس" و " کیف‌شناسی" به جای "اروتیکس" توضیحات کوتاهی ارائه کرد. آنگاه "فرشید آذرنگ" هنرمند، منتقد و صاحب‌نظر هنری، سخن خود را با بیان مناقشه‌ای در ترجمه دو واژه "هرمنوتیکس" و "اروتیکس" آغاز نمود. وی با اشاره به سیری از مطرح شدن نام و جایگاه سانتاگ در فضای هنری و محافل دانشگاهی ایران از دهه هفتاد به این سو در مقام پاسخ به این پرسش که: اهمیت سوزان سانتاگ در چیست؟ خاطرنشان کرد: رویکردی که سانتاگ دارد اصلا قابل دسته‌بندی در قالب‌ها و چارچوب‌های متعارف پیش از او نیست . هرگاه متنی از او می‌خوانید به سرعت خود نویسنده را فراموش می‌کنید و در عین حال بیشترین ارجاع به او داده می‌شود و این ناشی از رهیافت خاص و منحصربه‌فرد اوست. وی با اشاره به انحصار ذوق هنری در سلیقه طبقه اشراف و ورود آن به گستره ذوق که عمومیت بیشتری دارد و رهیافت سانتاگ در دوری از تخصص‌گرایی و ارجاع تأکید کرد: وقتی سانتاگ را می‌خوانید چیزی از "مسئولیت" در شما شکل می‌گیرد. او از " اخلاق مسئولیت" سخن به میان می‌آورد و در رهیافتش دو محور عمده را پی می‌گیرد: 1- فاصله 2- سکوت.

 

وی افزود: در هر رهیافت "مخاطب محور" تفسیر، ناگزیر است و این انتقادی است که به سونتاگ می‌شود. اما ما با یک سرزندگی و با یک مواجهه در آثار او طرفیم که تمامی آن چیزی است که سونتاگ را برای ما زنده نگه داشته. " آذرنگ" در جمع‌بندی مباحث خود و در تبیین دو ویژگی عمده رهیافت سانتاگ اظهار داشت: مسئولیت و فاصله‌ای که او پیشنهاد می‌کند و بین خودش و اثرش قائل می‌شود همه ارزشی است که در رویکرد اوست.

 

    در ادامه پس از توضیحات کوتاهی که " مجید اخگر" در خصوص تفاوت "شمایل نگاری" و " تفسیر" ارائه داد " امیر نصری" نیز گفت: مغالطه تفاوت و تمایز میان فرم و محتوا از آغاز مبتنی بر یک تفکیک غلط بوده است. وی افزود: یک ویژگی مهم سانتاگ این است که او “essay”  نویس یا " جستار" نویس است. مقاله‌نویس نیست و این یک جنبه کاملاً خلاقانه و منحصربفرد در کار اوست. “essay” به این معنا در سنت ما نبوده و سابقه‌ای نداشته و همین مقاله "علیه تفسیر" یا مقاله "درباره سبک" یا مقاله "درباره عکاسی" یک شیوه نوشتاری است که نمونه ملموس و عینی از آن نداشته‌ایم و خود این فرم و شیوه نوشتاری سانتاگ یک روش قابل‌تأمل است. این فرم خاص را قطعاً باید در شناخت او در نظر داشت. وی در نقد رویکرد سانتاگ افزود: رویکرد سانتاگ نسبت به تفسیر در معنای ویژه‌ای است که تفسیر را با توجه به محتوای اثر هنری و تلقی خاص نسبت بدان داشتن تحقق می‌بخشد که در این صورت یک رویکرد گزینشی به تفسیر داشته‌ایم و آن را تعمیم داده‌ایم. ما اگر مطابق نظر سانتاگ به فرم هم کاملاً معطوف باشیم باز هم در دایره " تفسیر" قرار گرفته‌ایم و اساساً نحوه مواجهه ما با عالم، یک " دایره تفسیری" است. خود بودن ما در این عالم هم در یک "چارچوب تفسیری" شکل گرفته است. رویکرد توصیفی هم تفسیری است و اصلاً ما هیچ رویکرد توصیفی صرف نمی‌توانیم داشته باشیم و بر اساس مؤلفه‌هایی که ما انتخاب کرده‌ایم و از منظر هرمنوتیک این رویکرد سانتاگ کاملاً قابل نقد است و ما گریز و گزیری از " تفسیر" نداریم.

 

    پس از " نصری" نوبت به " فرشید آذرنگ" رسید که سخن خود را با تعریف سونتاگ از ماهیت هنر شروع کرد: سونتاگ می‌گوید هنرها یکسری تجربیات هستند که در مواجهه ما با عالم شکل گرفته‌اند و با هم در بده بستان و تعامل و تقابلند و این در سطح فرم است و نه خارج از آن و اگر شما به سمت تفسیر حرکت کنید دوباره باید به موضع اولیه خود رجوع کنید. نوشته‌های متعددی که از سانتاگ باقی مانده گواه همین مدعاست.

 

AWT IMAGE

 

    وی در پاسخ به پرسشی در خصوص ماهیت فرم از نگاه سانتاگ گفت: منظور از فرم در اینجا همه آن عوامل و اجزا و مؤلفه‌هایی هستند که از فرم زاده می‌شوند و دوباره به آن رجعت می‌کنند. پیشنهاد او این است که: فرم را از معنای ظاهری‌اش بگیرید و در نسبت با " ایده" تحلیل کنید.

 

    پایان بخش قسمت دوم نشست، توضیحات " مجید اخگر" مترجم کتاب در بیان ارزشگذاری و قضاوت در حوزه نقد بود که طی آن به تبیین نسبت فاصله‌گذاری و مشارکت در تکوین اثر و قضاوت و ارزش داوری در نقد اثر هنری پرداخت.

 

   یادآور می‌شود نشست‌های پژوهشکده هنر با موضوع نقد و بررسی کتب منتشر شده در حوزه هنر پژوهشی و مباحث نظری و تحلیلی هنرهای معاصر با حضور صاحب‌نظران و علاقه‌مندان ادامه خواهد یافت.

 

دفعات مشاهده: 18588 بار   |   دفعات چاپ: 2067 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: گزارش سمپوزیوم بین‌المللی نقش دونهوانگ در تعامل چین با جهان خارج ::

AWT IMAGE

 

غارهای دونهوانگ در ترکستان چین یکی از بزرگترین گنجینه‌های هنر و ادبیات آسیای مرکزی و بویژه مانویان و سُغدیان است. پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر در نظر دارد با همکاری سرای ایرانشناسی، و گروه پژوهشی ایرانشناسی و اسلامشناسی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، نشست گزارشی از «سمپوزیوم بین المللی نقش دونهوانگ در تعامل چین با جهان خارج» ارائه کند.

یادآوری می‌شود این سمپوزیوم از ۲۲ تا ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ در دونهوانگ چین  برگزار شد.

نشست سرای ایرانشناسی شنبه دوازدهم دی ماه ۹۴ از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در کتابخانه ملی ایران با حضور سخنرانان، دکتر نسرین دستان و دکتر محسن جعفری مذهب برگزار می‌شود.

دفعات مشاهده: 16978 بار   |   دفعات چاپ: 1022 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: گزارش دومین نشست پژوهشی «از شرق تا شرق: انسان در هنر و اندیشه چین » ::

پژوهشکده هنر در ادامه سلسله نشست‌های پژوهشی «از شرق تا شرق» دومین نشست این مجموعه را به موضوع «انسان در هنر و اندیشه چین» اختصاص داد.

به همت گروه هنر شرق پژوهشکدۀ هنر فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران و همکاری معاونت پژوهشی دانشگاه هنر، دومین نشست پژوهشی از سلسله نشست‌های پژوهشی «از شرق تا شرق» در تاریخ 29 آذرماه 1394 تحت عنوان « انسان و هنر در اندیشه چین» در تالار فارابی دانشگاه هنر برگزار شد. در این نشست که با حضور تعدادی از اساتید و دانشجویان و علاقمندان به مباحث هنری برگزار شد، تعدادی از محققان و پژوهشگران یافته های خود پیرامون موضوع انسان و هنر در اندیشه چینی را بصورت مقاله ارایه نمودند که موضوع مقالات و مباحث مطرح شده به شرح زیر بود:

 

AWT IMAGE

ابتدا آقای سابقی رایزن فرهنگی پیشین ایران در چین که دارای تحقیقات و تألیفات زیادی در خصوص فرهنگ و اندیشه در چین است، مقالۀ خود را تحت عنوان: «یین و یانگ نماد اندیشۀ چینی» ارایه نمود. ایشان اظهار داشت: جایگاهی که فلسفه در فرهنگ و تمدن چین دارد را می­توان با منزلتی که دین در سایر فرهنگ‌­ها و تمدن­‌ها از آن برخوردار است، مقایسه کرد. فلسفۀ چینی تنها در پرتو اندیشۀ چینی قابل فهم است و رفتار چینی­‌ها بدون درک این دو قابل فهم نخواهد بود. مطالعۀ نظام هستی (آسمان) و انسان، یکی از نخستین موضوعات فلاسفۀ چین، به ویژه فیلسوفان قدیم بوده است. به همین خاطر چینی­‌های باستان، نخستین دانشی را که به کودکان خود آموزش می­‌دادند فلسفه بود. آموختن با خواندن کتاب­‌های چهارگانۀ منتخبات کنفوسیوس، کتاب مِنسیوس، دانش بزرگ، و اصول اعتدال آغاز می­‌شد. شیوۀ آموزش به کودکان نیز فراگرفتن حروف کلاسیکی بود که از سه حرف موزون تشکیل می­‌شد تا آسان­‌تر در حافظۀ کودکان جای‌گیر شود و نخستین جملۀ درس سه حرفی آن­ها چنین بود: «سرشت انسان در اصل نیکو است».

در چنین فلسفه­‌ای تضاد و تغییرات جایگاه ویژه داشت و آسمان و زمین به عنوان دو پیکرۀ مخالف هم، اساس نظام هستی را شکل داده و قوام هستی و پایداری آن نیز از همین دوگانگی و تضادها و تأثیر متقابل آن­ها بر یکدیگر سرچشمه می­‌گرفت. فلسفۀ یین و یانگ به عنوان نماد این اندیشه و تفکر، در واقع تلاشی است برای تلفیق «این جهانی» و « آن جهانی» بودن مکتب­‌های فلسفی چین. 

 

AWT IMAGE

سخنران دوم سرکار خانم دکتر عفت السادات افضل طوسی بود که مقالۀ خود را تحت عنوان «انسان و جاودانگی در اندیشه و هنر چین با رویکرد تائوئیسم» ارایه نمود. وی در این مقاله اشاره داشت که اندیشه و مرگ و جهان پس از مرگ در طول تاریخ همواره از دغدغه­‌های مهم انسانها از جمله مردم چین بوده است. 

  

AWT IMAGE

سخنران سوم آقای دکتر مازیار بودند که مطالب خود را تحت عنوان: «اصول تصویرگری انسان در نقاشی منظره چین» ارایه کرد. وی در سخنان خود گفت: تصویرگری انسان در نقاشی چینی همانند کلیت این هنر دارای اصول و آدابی است. این آداب نسبت مشخصی با اصول آیینی و ویژگی‌های فرهنگی و تاریخی چین دارد.

  

AWT IMAGE

سخنران بعدی خانم دکتر نسرین دستان بود که سخنان خود را با عنوان «زیبایی شناسی پیکره (فیگور) انسان در نقاشی چینی» آغاز نمود. وی اظهار داشت: فیگور انسان به عنوان یک سوژه درنقاشی چینی بسیار پیش از سوژه‌های محبوب دیگر همچون نقاشی چشم‌انداز یا منظره وگل ومرغ پدید آمد.

دراعصارنخستین، نقاشی فیگور عمدتا اهداف مذهبی یاسیاسی دنبال می‌کرد. نقاشان چینی از زمان‌های دور به اهمیت به چنگ آوردن روح و جان طبیعت به جای ایجاد تصویری شبیه به کپی کردن آن پی برده بوده‌اند.نقاش در تصویر کردن یک مرد یا یک زن به جای ایجاد تصویری شبیه به او باید شخصیت او را در یک تصویر می آفرید. در آثار نقاشی برجای مانده از دوران‌های قدیم می توان تأثیر و بازتاب آیین‌ها و مکاتب فلسفی از جمله کنفوسیوسی و تم‌های دائوئیستی و بودایی را مشاهده کرد.

وی اطلاعاتی اجمالی در خصوص روند گسترش نقاشی فیگور از دوران اولیه تا طول تاریخ نقاشی چین را ارائه کرد.

  

AWT IMAGE 

پنجمین سخنران آقای دکتر امیر عباس محمدی راد بود که مقاله خود را تحت عنوان: «حضور و رابطه (کیفیت) و (کمیت) در نقاشی سنتی چین با تأکید بر اصول سنتی متافیزیکی هنر» ارایه نمود.

  

AWT IMAGE

   

آخرین سخنران این نشست دکتر فردیس فیض بخش بود که مطلب خود را با عنوان: «انسان و کیهان در موسیقی چین باستان» مطرح کردوی به جنبه‌های نمادین و ابعاد معنای‌­ای که در کیهان­‌شناسی و موسیقی چین باستان وجود دارد اشاره کرد و تحلیل­‌هایی مبتنی بر دانش نمادشناسی که یکی از رویکردهای اصلی هنرها است داد و به کارکردهای موسیقی، ابعاد درونی آن و نگاه آن به انسان و کیهان پرداخت.

 

قرار است برگزاری اینگونه نشست­ها توسط گروه هنر شرق پژوهشکده ادامه یابد. همچنین مجموعه مقالات ارایه شده در این نشستها بصورت کتاب منتشر خواهد شد.

دفعات مشاهده: 19127 بار   |   دفعات چاپ: 2249 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: کارگاه «معرفی سوزن‌دوزی زردشتی» ::

AWT IMAGE

 

 پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر کارگاه آموزشی «معرفی سوزن‌دوزی زردشتی» را با حضور دکتر کتایون مزداپور برگزار می‌کند.

 

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر، کمیته هنر پیش از اسلام گروه تاریخ هنر پژوهشکده هنر در نظر دارد کارگاه آموزشی «معرفی سوزن‌دوزی زردشتی» را با حضور دکتر کتایون مزداپور در روز چهارشنبه 16 دی‌ماه از ساعت 14 الی 18 برگزار نماید.

 

علاقه‌مندان جهت حضور در این کارگاه می‌توانند از 12 تا 15 دی‌ماه (از ساعت 9 الی 14) با پژوهشکده هنر به شماره‌های 2-66956190 تماس حاصل نمایند. 

 

گفتنی است این کارگاه آموزشی در پژوهشکده هنر به آدرس تهران، خیابان ولی‌عصر(عج)، بالاتر از تقاطع امام خمینی(ره)، نبش کوچه شهید حسن سخنور، شماره 29 برگزار خواهد شد. 

 

دفعات مشاهده: 16850 بار   |   دفعات چاپ: 1019 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
Kimiya-ye-Honar
Persian site map - English site map - Created in 0.19 seconds with 93 queries by YEKTAWEB 4505