تلقی سنّتی از هنر بهمثابه میمسیس در مواجهه با چالشهای هنر معاصر، از تکثیر مکانیکی تا بحران اصالت، برای تبیین هستیشناختی اثر هنری ناکافی مینماید. بااینحال، مفهوم ارسطوییِ اِنِرْگِیا (در-کار-بودن، فعلیّت) در تاریخ فلسفۀ هنر حضور داشته و میتواند بنیانی برای فهمی غیرابزاری و غیربازنمایانه از هنر فراهم آورد. در این میان، هانس-گئورگ گادامر و جورجو آگامبن، هر دو با رجوع به اِنِرْگِیای ارسطویی، هستیشناسی اثر هنری را صورتبندی کردهاند؛ اما خوانش آنها بهظاهر در دو جهت متضاد حرکت میکند: یکی به سوی تحقق کامل معنا در اجرا، و دیگری به سوی تعلیق معنا و حفظ قوّه در دل فعلیّت. مسئلۀ محوری این پژوهش، تبیین ماهیّت این واگرایی و امکان همافقی آنها در ذیل یک افق دیالکتیکی مشترک است.جای خالی یک مطالعۀ تطبیقی که مفهوم اِنِرْگِیا را بهمنزلۀ افقی برای گفتوگوی انتقادی میان دو جریان مطرح فلسفۀ معاصر-هرمنوتیک فلسفی و هستیشناسی سیاسی-زبانشناختی-واکاوی کند، محسوس است. این پژوهش با طرح این پرسش که چگونه تبیین مفهوم اِنِرْگِیای ارسطو نزد گادامر و آگامبن، تنشی مولد را در افقی دیالکتیکی بنیادگذاری میکند؟، نشان میدهد که چگونه این مفهوم میتواند همزمان پاسخگوی بحران اصالت در هنر معاصر و نیز عبور از دوگانههای کهنهای چون اصالت/کپی و معنا/تعلیق باشد.این مقاله با تحلیل جداگانۀ پروژۀ فلسفی گادامر و آگامبن نشان میدهد که چگونه هر کدام سویهای از این مفهوم را پرورش میدهند: اِنِرْگِیا بهمثابۀ فعلیّت تحققبخش معنا در رویداد فهم و تبدیل فرم اثر به سازه نزد گادامر، و قرائت اِنِرْگِیا بهمثابۀ حفظ قوّه در برابر هرگونه تعیّن تحمیلی ذیل هستیشناسی بالقوّگی و نابالقوّگی نزد آگامبن.این پژوهش آشکار میسازد که تمایز میان دو خوانش، نه یک بدفهمی، بلکه پیامد ضروری دو پروژۀ فلسفی متفاوت است: یکی هنر را صحنۀ گشودگی فهم و دیالوگ میخواهد و دیگری عرصۀ مقاومت در برابر منطق فرمانروایی و کار. بااینحال، تنش میان این دو، در دل خود مفهوم ارسطوییِ اِنِرْگِیا نیز نهفته است؛ چه اِنِرْگِیا هم میل به کمال و تحقق دارد و هم بهدلیل کاملبودن در هر لحظه، از پیشروی به سوی یک غایت نهایی سر باز میزند. مقاله بدین نتیجه میرسد که تجربۀ اثر هنری، چیزی جز نوسان ریتمیک میان این دو قطب نیست: اثری که همزمان جهانی از معنا میآفریند و در برابر تثبیت نهایی مقاومت میکند. این «هستیشناسی ریتمیک» برآمده از بازخوانی تطبیقی، فهمی نو از هنر معاصر به دست میدهد که در آن، حقیقت و آزادی چونان دو دقیقه از یک ضربان واحد در فعلیّت اثر هنری تلقی میشوند.
Salimi S, Salmani A. The Relationship between Aristotle's Energeia and the Ontology of Work of Art through Agamben and Gadamer`s Prism. کیمیای هنر 2026; 15 (58) URL: http://kimiahonar.ir/article-1-2540-fa.html
سلیمی سپهر، سلمانی علی. نسبت اِنِرگِیای ارسطو با هستیشناسیِ اثر هنری نزد آگامبن و گادامر. کیمیای هنر. 1405; 15 (58)