آثار برخی هنرمندان بهطور خاص بر افزایش آگاهی از طریق تجربهٔ بدنی توجه دارد. پرسش اینجاست که این آثار چگونه تجربیات بدنمندانه را توسعه میدهند؟ همچنین آیا میتوان مابین بدنمندی آنها و نورونهای مغز در ادراک حسی ارتباطی یافت؟ بهعنوان مطالعهٔ موردی، مقالهٔ حاضر به خوانش بدن در پرفورمنس جورابهای شنی سنگا ننگودی (پروژهٔ R.S.V.P) پرداخته است. این مقاله به روش توصیفیـتحلیلی و با رویکرد تطبیقی و با تکیه بر منابع کتابخانهای به دو دسته نظرات ارجاع میدهد: نخست، بدنمندی تجربهٔ ادراک حسی در آرای مرلوپونتی؛ دوم، شبیهسازی احساس جسمانی در مطالعات عصبشناختی مغز. طبق نتایج بهدستآمده، اطلاعات بصری این پرفورمنس بر محتوای پدیدارشناسی تجربههای بدنی مخاطب تأثیرگذار است؛ مخاطب صرفاً مشاهدهگر اثر نیست، بلکه مغز او بهگونهای عمل میکند که گویی بدنش در حال تجربه کردن حالتهای اجراگر است. بدنِ مخاطب با احساس جسمانی در تجربهٔ هنری روبروست چنانکه سیستم عصبی-حسی او بهنحو پیشاتأملی با حرکت اثر درگیر است. طبق تحلیلهای انجامشده، ارزشهای لمسی این پرفورمنس با عملکرد نورونهای آینهای مغز و پاسخ فیزیولوژیک عضلات بدن رابطه دارد و با مسئلهٔ بدنمندی ادراک حسی در ارتباط است. بر اساس یافتههای پژوهش، میان دیدگاه پدیدارشناختی مرلوپونتی در باب بدنمندی ادراک و یافتههای عصبشناختی دربارهٔ نورونهای آینهای، همخوانی و ارتباط عمیقی وجود دارد. هر دودیدگاه بر این امر تأکید دارند که ادراک ما از جهان و دیگران، ریشه در جسمانیت و قابلیتهای بدن ما دارد. از اینرو، نورونهای آینهای را میتوان پایهٔ زیستشناختی مفاهیمی چون «میان-جسمان»، «قصدمندی پیشاتأملی»، «گوشت جهان» و «گشتالت حواس» از منظر مرلوپونتی دانست.
Hosseini S M, Mirzaei D. A Comparative Study of Embodied Sensory Perception in Merleau-Ponty and the Brain's Mirror Neurons;
A Case Study: Senga Nengudi's R.S.V.P Performance. کیمیای هنر 2025; 14 (56) :1-18 URL: http://kimiahonar.ir/article-1-2483-fa.html