در عصر حاضر، که تولید آثار هنری و معماری بهطور فزاینده تحت تأثیر روندهای محاسباتی و هوش مصنوعی قرار دارد، فهم رابطهٔ دیالکتیکی فرم و محتوا در بستر یک جهانبینی یا ایدئولوژی معیّن ضرورت یافته است. این پژوهش با تکیه بر نظریهٔ «تولید فضای» آنری لوفور، به بررسی چگونگی بازنمایی محتوا توسط فرم در سه سطح ادراک بنا، تجربهٔ زیستی در فضا و شناخت کالبدی–مفهومی آن میپردازد. ابتدا پیشینهٔ تحقیق بررسی و سپس سهگانهٔ نظریهٔ تولید فضای لوفور تبیین شده است. رویکرد تحقیق کیفی، با پارادایم پراگماتیسم، منطق قیاسی–استقرایی و روش تحلیل محتوای فلسفی–ساختارگرا بوده است؛ دادهها از منابع کتابخانهای و اینترنتی گردآوری شدهاند. یافتهها نشان میدهد تولید معنا از طریق فرم مستلزم موقعیتهای حضور، عناصر کالبدی دلالتگر، شبکههای تداعی و ساختارهای نشانهای است؛ بهگونهای که هر عنصر، در کل نظام و بهصورت منفرد، بخشی از فرایند انتقال معنا را تشکیل میدهد. در سطح فیزیکی–بدنی، نور، سایه، تخلخل و تراکم، مصالح و کیفیت فضایی، وجه «کنش فرمی» را عینیت میبخشند؛ در سطح روانی–حسی، آمیختگی ادراکات و مواجههٔ ذهنی با اثر، کنش «بازنمایی فرم/فضا» را شکل میدهد؛ و در سطح فکری، پیوند زمینههای انسانی و طبیعی با ساختار اندیشه (شامل ایدئولوژیها، باورها، سنتها، استعارهها و اسطورهها) به خلق فرم/فضاهای جدید و معنادار میانجامد. تحلیل موردی خانهٔ هنرمندان ایران نشان میدهد روابط کل به جزء در سهگانهٔ لوفور میتواند به روشنتر شدن ابعاد «تولید اجتماعی فضا» در معماری فرهنگی معاصر یاری رساند. این نتایج، اهمیت درهمتنیدگی فرم و محتوا را در تولید اجتماعی فضا و بازتاب آن در معماری فرهنگی معاصر ایران برجسته میسازد.
Hosseini Gohari P, Akbari A, Afhami R. The Form-Content Dialectic in the Production of Architecture as a Work of Art Based on the Generalization of Henri Lefebvre's Theory. کیمیای هنر 2025; 14 (56) :87-106 URL: http://kimiahonar.ir/article-1-2441-fa.html
حسینی گوهری پیمان، اکبری علی، افهمی رضا. تبیین دیالکتیک فرم-محتوا در تولید معماری بهمثابه اثر هنری مبتنیبر بسط اندیشهٔ آنری لوفور. کیمیای هنر. 1404; 14 (56) :87-106