[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
:: دوره 7، شماره 28 - ( 9-1397 ) ::
جلد 7 شماره 28 صفحات 57-77 برگشت به فهرست نسخه ها
ژانر در نقاشی (امر هنری) اواخر قاجار و اوایل پهلوی و رابطه آن با گفتمان ناسیونالیسم (امر سیاسی)، تحلیلی مبتنی بر مفاهیم «میانجی» و «کلیت» در روش شناسی لوکاچ
خیزران اسماعیل زاده، پریسا شاد قزوینی
چکیده:   (85 مشاهده)
یکی از ویژگی‎های نقاشی در سال‌های پایانی عصر قاجار و نخستین سال‌های عصر پهلوی گرایش به منظره‎نگاری و ابنیه‎نگاری (که در اینجا مکان‌نگاری نام گرفته) به‌عنوان موضوع کار است. این مقاله قصد دارد تا ارتباط رواج این موضوع ‎در نقاشی را به‌عنوان امری جزیی، ذیلِ سیطره گفتمان کلی ناسیونالیسم به‌عنوان کلیت تبیین کند. برای مستدل کردن این ایده و توضیح رابطه بین این دو، از روش نظری ارتباط میان «کلیت» و «میانجی»های لوکاچ استفاده می‌شود.
مقاله گفتمان‎ ناسیونالیسم را به‌عنوان یک کلیت در نظر می‌گیرد. برای توضیح ارتباط میان این کل، با جزءِ نقاشی مکان‌نگار (به‌عنوان یک ژانر در نقاشی)، ابتدا دو گفتمان خُردتر را به‌عنوان میانجی میان گفتمان ناسیونالیسم و نقاشی مکان‌نگار نظر قرار می‌دهد: نخست رواج تاریخ‎نگاری مبتنی بر دانش باستان‌شناسی و دوم تجدد بومی زمینه‎ساز این تاریخ‎نگاری. سپس در گام بعدی روش‌های تصویری تازه‌وارد زمانه را در سفرنامه‌ها به‌عنوان میانجی دیگر در نظر می‌گیرد. در آخر دو کتابِ نامه خسروان و آثار عجم به‌عنوان میانجی‌های کوچک‌تر این حلقه و محل تلاقی گرایش‌های ناسیونالیستی در تاریخ‌نگاری و روش‌های تازه نقاشی مورد توجه قرار می‌دهد تا به این نتیجه برسد که رواج مکان‌نگاری در نقاشی اواخر قاجار و اوایل پهلوی و مشخصاً در کار کمال‌الملک و شاگردانش بر بستری فرهنگی-سیاسی و درون منظومه‌ای از روابط به هم‌پیوسته رخ داده است.
فرض مقاله بر این است که تألیف دو کتاب نامه خسروان تألیف جلال‎الدین میرزا و آثار عجم نوشته فرصت شیرازی و تألیف و انتشار تعداد زیادی از «سفرنامه»‌های غربیان درباره ایران، به لحاظ موضوع خود: «شناخت ایران» مبتنی بر تدوین تاریخ و مستندات جدید باستان‌شناسانه، می‎توانند به‌عنوان «میانجی»‎های نهایی فرض شوند که درون کلیتی به نام ناسیونالیسم، قادراند نشان دهند توجه نقاشان به موضوع وطن و مناظر آن تنها تبعیت از یک ژانر مرسوم در نقاشی نیست. به عبارت دیگر مسیر گذار از ناسیونالیسم تا نقاشی منظره و بنا توسط این میانجی‌ها قابل درک است.
واژه‌های کلیدی: کلیت، گفتمان، مکان‎نگاری، میانجی، ناسیونالیسم، نقاشی
متن کامل [PDF 901 kb]   (26 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: ۱۳۹۸/۳/۱۲ | پذیرش: ۱۳۹۸/۳/۱۲ | انتشار: ۱۳۹۸/۳/۱۲
ارسال پیام به نویسنده مسئول

ارسال نظر درباره این مقاله
نام کاربری یا پست الکترونیک شما:

CAPTCHA code


XML   English Abstract   Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Esmaeilzadeh K, Shad Ghazvini P. The Genre of Landscape and Building-Painting (The Artistic) and the Discourse of Nationalism (The Political), during the Late Qajar and Early Pahlavi Periods an Analysis Based on “Mediation” and “Totality” in Methodology of Georg Lukács. کیمیای هنر. 2018; 7 (28) :57-77
URL: http://kimiahonar.ir/article-1-1385-fa.html

اسماعیل زاده خیزران، شاد قزوینی پریسا. ژانر در نقاشی (امر هنری) اواخر قاجار و اوایل پهلوی و رابطه آن با گفتمان ناسیونالیسم (امر سیاسی)، تحلیلی مبتنی بر مفاهیم «میانجی» و «کلیت» در روش شناسی لوکاچ. کیمیای هنر. 1397; 7 (28) :57-77

URL: http://kimiahonar.ir/article-1-1385-fa.html



دوره 7، شماره 28 - ( 9-1397 ) برگشت به فهرست نسخه ها
Kimiya-ye-Honar
Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 32 queries by YEKTAWEB 3897