قاب سینماتوگرافیک مرزی است که تصویر را از جهان بیرونی متمایز میکند. از منظری هستیشناسانه که پیشینه آن به تفکر یونانی میرسد، مرز هر چیز با تفکیک آن چیز از چیزهای دیگر، به استقلال وجودی آن چیز میانجامد. اما در این نظرگاه، هستی چیزها به منزله اموری بیرونی و مستقل، لحاظ میشوند که تحت تأثیر مداخلات سوبژکتیو و تجربه بیننده قرار نمیگیرند. این دیدگاه با انقلاب کوپرنیکی کانت در فلسفه، تغییرات اساسی یافت. کانت پس از تفکیک پدیدار از شینفسه، از یک سو اعلام داشت که متعلق شناخت انسانی صرفاً پدیدارها هستند و این پدیدارها صرفاً تا آنجا قابل شناخت هستند که تحت امور پیشین سوبژکتیو، یعنی صورتهای شهود و مقولات فاهمه، ادراک شوند. هدف نخست مقاله حاضر این است که در پرتو نظرگاه کانت، محدودیتهای تعریف سنتی مرز و قاب سینماتوگرافیک بررسی شود و قاب سینماتوگرافیک بنا بر شیوه ادراک و تجربه سوبژکتیو مخاطب بازتعریف شود. و هدف دوم بررسی این مسئله است که بنا بر متون کانت چگونه میتوان این ادراک سوبژکتیو را صرفاً ادراکی ذهنی ندانست، بلکه آن را ادراکی بدنمند نیز تلقی کرد؟ و در نهایت، نتایج این بررسی در چیستی و چگونگی ادراک بدنمند قاب سینماتوگرافیک لحاظ میشود.