:: دوره 9، شماره 37 - ( زمستان 1399 ) ::
جلد 9 شماره 37 صفحات 7-18 برگشت به فهرست نسخه ها
محاکات مناظر اروپایی در نقاشی متأخر صفوی
عبدالله آقائی*، حنیف رحیمی
چکیده:   (1009 مشاهده)
از میانههای عهد صفوی مناظر اروپایی به انحاء مختلف در ترکیببندی نقاشی ایرانی به کار گرفته شدند. در این مقاله با اتخاذ رویکردی هرمنوتیکی بسترِ معرفتشناختی لازم برای پیدایش «منظرهنگاری» بهعنوان ژانری مستقل در نقاشی اروپایی بررسیشده و سپس در پناه این بحث «چگونگی» دگردیسی این منظرهها در نقاشی متأخر صفوی «تحلیل» و «تفسیر» شده است. یافتههای مقاله حاکی از آن است که منظرههای اروپایی در نقاشی آن دوران در حکم «کار جنبی» به صورت منطقهای در کنار یا پشت روایت اصلی قرار میگرفتند، از این رو منظره همچنان همان نقش پیشین خود را به عنوان «زمینه روایت» در نقاشی ایرانی ایفا میکرد. در این دوران علیرغم اشتیاق حامیان و نقاشان نسبت به مناظر اروپایی، کمتر نقاشی منظرهای باقی مانده است که کار نقاشان ایرانی باشد. پیدایش نقاشی منظره در اروپای پسارنسانسی مستلزم استقرار شکل خاصی از دیالکتیک خِرَد و میمسیس بود. در این دیالکتیک وجه میمتیکِ منظره نشان از تلاش سوژه در جبرانِ زیباشناختی بیگانگی روزافزون از طبیعت داشت؛ در حالی که این پویه (محاکات) در نقاشی ایرانی سمتوسویی روایی و مفهومی داشته است و «نگاهِ» نقاش بیش از آنکه متوجه عینیت طبیعت پیشرو باشد، در گرو تَصَوُّرِ «روایت کلامی» است.
واژه‌های کلیدی: نقاشی منظره، نقاشی متأخر صفوی، فلسفه منظره، محاکات، روایت
متن کامل [PDF 1355 kb]   (289 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1399/6/12 | پذیرش: 1399/9/23


XML   English Abstract   Print



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 9، شماره 37 - ( زمستان 1399 ) برگشت به فهرست نسخه ها