ما جهان و اشیاء را زیبا مییابیم؛ اما سؤالاتی بی درنگ ذهنمان را میخلد: «چرا جهان به جای اینکه زیبا نباشد، زیباست؟» و «چرا انسانها به وجود زیبایی معتقدند؟». این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر هستیشناسی صدرایی، زیبایی را مساوق وجود و امری مشکک معرفی میکند و همچنین آن را دارای مظاهر و ذاتی کل هستی میشمرد. فاعل زیبایی جهان همان واجب الجمال یا حقیقت عینی زیبایی است. از آنجا که خارج از حقیقت وجود هم چیزی نیست، علت غایی نیز هموست. لذا جهان به عنوان معلول زیبایی مطلق و یا تجلی آن، زیبا میباشد. در پاسخ سؤال دوم میتوان گفت که انسانها از طریق شناخت زیبایی مطلق به عنوان علت یا مُظهرِ و همچنین از راه تأثیرپذیری از امور زیبا به وجود زیبایی معتقد میشوند.