:: دوره 2، شماره 6 - ( بهار 1392 ) ::
جلد 2 شماره 6 صفحات 34-21 برگشت به فهرست نسخه ها
مبانی تفسیری در حکمت ایران باستان و تأثیر آن بر تفسیر آثار هنری
ندا اخوان اقدم*
پژوهشکده هنر
چکیده:   (14369 مشاهده)
تاریخ دین زردشتی به لحاظ مستندات چندان غنی نیست و این کم‌بود هم در منابع نوشتاری و هم در منابع تصویری به چشم می‌خورد. بسیاری از متون مربوط به این دوره از بین رفته و بخش عمده منابع برجا مانده در سده‌های بعدی به نگارش در آمده‌اند و تا مدتها بنا به سنّت شفاهی حفظ شده‌اند. از طرف دیگر، دین زردشتی با شمایل‌پرستی مخالف بود و به همین سبب منابع تصویری دینی به جا مانده نیز بسیار اندک است. زردشتیان معتقد بودند تندیسْ مکانی برای سکنی‌گزینی نیروهای اهریمنی است، از این رو ساختن و پرستش تندیس منع می‌شد. در نتیجه، سنّت تفسیر در دین زردشتی اساسا مربوط به اوستاست و چنین به نظر می‌رسد که این سنّت حتی زمانی که اوستا به کتابت در نیامده بود نیز رواج داشت. این مقاله در نظر دارد ابتدا به سیر عقاید ایرانیان باستان در زمینه شمایل‌آفرینی و شمایل‌پرستی بپردازد تا دلایل این کم‌بود منابع تصویری را تبیین سازد و سپس سنّت تفسیری رایج در ایران باستان، یعنی همان تفسیر اوستا و ترجمه آن را که برای زردشتیان دارای اهمیت و اعتبار بود، معرفی کند و سیر تحول آن را بررسی نماید. در نهایت، با کمک تفسیر اوستا به تفسیر پلاک مربوط به سده 7 و 8 پ م از تصویر زروان بپردازد. در واقع، برای تفسیر اثر از تفسیر متن بهره گیرد. این روش ما را به این نکته رهنمون می‌سازد که آیا می‌توان مابین تفسیر متن دینی و تفسیر اثر هنری ارتباطی یافت؟ آیا دانش نوین زبان‌شناسی که یافته‌های ما را از متن افزوده می‌تواند شناخت ما را از آثار فرهنگی و هنری این دوره نیز بیش‌تر کند؟
واژه‌های کلیدی: تفسیر در ایران باستان، زندنویسی، اوستا، شما‌یل‌پرستی در دین زردشتی، زروان
متن کامل [PDF 2608 kb]   (2832 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1392/12/5 | پذیرش: 1392/12/5


XML   English Abstract   Print



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 2، شماره 6 - ( بهار 1392 ) برگشت به فهرست نسخه ها