:: دوره 8، شماره 31 - ( تابستان 1398 ) ::
جلد 8 شماره 31 صفحات 49-35 برگشت به فهرست نسخه ها
تحلیل مفهوم زمان در پرفورمنس آرت بر اساس نظریات ژیل دلوز
پویا پورکسمایی، احمد نادعلیان*، محسن مراثی
چکیده:   (3047 مشاهده)
دلوز هنر را مجموعه‌ای از درک‌ها و تأثیرها می‌داند که هدف‌شان رهایی مخاطب است از کلیشه‌ها. پرفورمنس‌آرت نیز با رویکردش به مسائل اجتماعی در صدد بر هم زدن کلیشه‌هاست. اما هدف این مقاله پرداختن به مفهوم زمان به‌عنوان مؤلفه‌ای اساسی در آثار پرفورمنس‌آرت است برای پاسخ به این پرسش: چه قابلیتی در رویکرد هنرمند به این مؤلفه برای بیان مسائل اجتماعی نهفته است؟
در این پژوهش کیفی که به روشی توصیفی- تحلیلی انجام یافته مشخص گردید، دلوز با تأثیر از اندیشه برگسون زمان را امری کیفی و دیرند را زمان حقیقی می‌داند که در شدن مدام است. با تحلیل آثار شناخته‌شده پرفورمنس‌آرت که بر مؤلفه زمان تأکید داشته‌اند، به این نتیجه رسیدیم که هنرمند با قاب‌بندی اثرش مخاطب را متوجه دیرند و امر گشوده حیات ساخته و از این طریق او را به بازاندیشی در امور استعلایی برساخته توسط رژیم‌های حقیقت حاکم بر اجتماع فرا می‌خواند.
واژه‌های کلیدی: پرفورمنسآرت، زمان، دلوز، دیرند
متن کامل [PDF 539 kb]   (904 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1398/11/19 | پذیرش: 1398/11/19


XML   English Abstract   Print



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 8، شماره 31 - ( تابستان 1398 ) برگشت به فهرست نسخه ها