:: دوره 3، شماره 12 - ( پائیز 1393 ) ::
جلد 3 شماره 12 صفحات 87-98 برگشت به فهرست نسخه ها
تاریخِ سبک شناسی در تاریخ نگاری هنر مغرب‌زمین
مهدی صحراگرد*، علی اصغر شیرازی
چکیده:   (6619 مشاهده)
سبک را به طور عام می‌توان الگوها یا صفات بارز چیز یا مجموعه‌ای از اشیاء دانست. مزیت سبک بر دیگر روش‌های طبقه‌بندی تاریخ هنر در این است که به وسیله آن می‌توان با حداقل مدارک‌ بیشترین آگاهی را از وضع هنر در دوره‌ای خاص کسب کرد. اگرچه کاربرد واژه سبک در تاریخ ادبیات مغرب زمین به دوران باستان می‌رسد کاربرد آن در مطالعه تاریخ هنر از قرن هجدهم رایج شد. اول بار وینکلمان از سبک برای شناخت هنر و تمدن یونان باستان استفاده کرد. پس از او هریک از مورخان و متفکران به وجهی از سبک توجه کردند؛ تجربه‌گرایان تنها بر مطالعه صوری آثار متمرکز شدند؛ هگل‌گرایان کوشیدند میان سبک آثار هنری و روح زمانه رابطه‌ای بیابند و متفکران متأخر سبک را هرچه بیشتر وابسته و معلول سازوکار تولید اثر و طرز عمل هنرمند دانستند. به طور کلی مروری بر سیر تحول مفهوم سبک و روش‌های سبک‌شناسی در مطالعات تاریخ هنر مغرب‌زمین نشان می‌دهد از قرن هجدهم تا کنون اهمیت اثر هنری، و اندیشه و خواست هنرمند در سبک‌شناسی در نظر مورخان افزایش یافته است.
این مقاله در پی بررسی مفهوم سبک و اصول سبک شناسی در تاریخ هنر مغرب زمین است.
واژه‌های کلیدی: سبک، سبک‌شناسی، تاریخ هنر، طبقه‌بندی تاریخ هنر
متن کامل [PDF 374 kb]   (7741 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1394/2/13 | پذیرش: 1394/2/13


XML   English Abstract   Print



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 3، شماره 12 - ( پائیز 1393 ) برگشت به فهرست نسخه ها