:: دوره 15، شماره 58 - ( بهار 1405 ) ::
جلد 15 شماره 58 صفحات 56-37 برگشت به فهرست نسخه ها
ادراک امر هنری در افق شبکهٔ معانی: بازاندیشی مفهوم هنر در چارچوب شبکه‌ای بر اساس آراء ویتگنشتاین
مسعود نقاش‌زاده* ، سیدمهدی حسین‌زاده حسینی
چکیده:   (3662 مشاهده)
تلاش برای تعریف هنر و شرح تمایز آن با دیگر فعالیّت‌های آدمی، قدمتی به درازای تاریخ اندیشۀ بشر دارد. رویکردهای سنّتی تعریف هنر، با هدف دستیابی به قطعیّت و جامعیّت، بر شروط لازم و کافی تأکید می‌کنند. حال آن که، عبور از قیود و شکستن دیوارهای تعاریف، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها و بلکه آرمان‌های هنرمندان پیشرو از یک سو، و فیلسوفان و نظریه‌پردازان هنر از دیگر سو، بوده است. بدین‌سان، مسٔلۀ تعریف هنر، درگیر مناقشاتی گسترده شده و اکنون نظریه‌های پرسابقه هنر ازجمله بازنمایی، فرانمایی، فرمالیسم و حتّی نظریه نهادی، پاسخگوی مناقشات فلسفۀ هنر و تأملات نظری تازه در اشکال و سویه‌های جدید فعالیّت‌های هنری نیستند. از این‌رو، این مطالعه بر آن است تا با رویکردی نوین به مفهوم هنر، تعاریف و نظریه‌های آن، یک مدل ساختاری شبکه‌ای را برای بازاندیشی و توسعۀ ادراک این مفهوم پیشنهاد ‌دهد. در این مقاله با استفاده از رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی، رهیافت‌های رایج در تعریف هنر را در شش رویکرد کلّی طبقه‌بندی کرده‌ایم. آنگاه، بر پایۀ اندیشه‌های لودویگ ویتگنشتاین دربارۀ مسٔلۀ تعریف، یک مدل شبکه‌ای بر اساس مؤلفه‌های اصلی اثر هنری، هنرمند، مخاطب، طبیعت و اجتماع را توسعه داده و پیشنهاد کرده‌ایم. نتایج نشان می‌دهد چارچوب شبکه‌ای برای تعریف هنر، نه‌تنها می‌تواند تعارض و محدودیّت‌های رویکردی تعاریف را کاهش دهد و موجب پذیرش اشکال و نظریه‌های نوین هنری ‌شود، بلکه انعطاف لازم برای درک پویایی تحولات فرهنگی در شناخت و تعریف هنر را فراهم آورد.
 
واژه‌های کلیدی: تعریف هنر، هنرمند، اثر هنری، مخاطب هنر، چارچوب شبکه‌ای، ویتگنشتاین
متن کامل [PDF 581 kb]   (1625 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1404/8/11 | پذیرش: 1405/3/10



XML   English Abstract   Print



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 15، شماره 58 - ( بهار 1405 ) برگشت به فهرست نسخه ها