پژوهش حاضر به تحلیل شیوههای قلمروزدایی از کانونهای روایی تصویر در سینمای ترنس مالیک میپردازد و در آن تأکید بر منظریدلوزی خواهد بود. ژیل دلوز نظریهپرداز نامآور فلسفه و سینما با مطرح کردن مفاهیمی چون تصویرـحرکت، تصویرـزمان و برساخت قلمروزدایی،چگونگی گسست از روایتهای سنتی و ایجاد فضاهای تفسیری نو در سینما را قابل تحلیل کرده است. مالیک که به سبک بصری منحصربهفرد و شاعرانگی در ارائهٔ تمهای فلسفی شهرت دارد، در آثار منتخب این پژوهش شامل شوالیهٔ جامها (2015) و آوا به آوا (2017)، از تصاویری بداهه و شیوههایی غیرخطی پیکربندی روایی بهره میبرد که میتواند نوعی بازتعریف قلمرو در برساخت تصویر سینمایی باشد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال پاسخی برای این پرسش است: «آیا شیوههای قلمروزدایی از کانونهای روایی تصویر در سینمای ترنس مالیک، از منظری دلوزی قابل تحلیل است؟» قلمروهای تصویری در سینمای مالیک مدام تغییر میکنند، کانونهای روایی گسستهاند و این حالت قلمروزدا در شیوهٔ روایی او، نوعی سوبژکتیویته یا ادارک فلسفی و شهودی را توسط تصویر نمایان میکند که میتواند تجربهای دیگرگونه از تماشای فیلم باشد. انتظار میرود پژوهش کیفی حاضر با تحلیل این نمایش بصری نشان دهد که چگونه تصاویرـحرکتی و تصاویرـزمانی از قلمرو خود خارج شده، در قلمروهای دیگر برساخته میشوند و چرا این قلمروزدایی از کانونهای روایی در فیلمهای مالیک بهطور مستقیم با نظریههای دلوز همخوان است. اینگونه بداعت فضای فکری/ بصری ارائه شده در سینمای مالیک، آن را مستعد بازتعریف روایتگری در تصویر سینمایی خواهد کرد.