:: دوره 8، شماره 32 - ( پائیز 1398 ) ::
جلد 8 شماره 32 صفحات 95-77 برگشت به فهرست نسخه ها
تحلیل نگاره «یوسف و زلیخا» اثر کمال‌الدین بهزاد بر اساس نظریه ترامتنیت ژرار
زینب رجبی*، حسنعلی پورمند
چکیده:   (2521 مشاهده)
نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، تقسیمبندی نظاممندی را در دامنه مطالعات بینامتنی عرضه نمود. این نظریه شامل پنج دسته از جمله بینامتنیت، پیرامتنیت، فرامتنیت، سرمتنیت و بیشمتنیت میشود. در این مقاله نگاره «حکایت یوسف و زلیخا» اثر کمالالدین بهزاد با هدف تبیین پنج رابطه ترامتنی به منظور شناسایی بهتر ابعاد گوناگون این نگاره تحلیل شده است. سؤالات مقاله  عبارتند از: نگاره یوسف و زلیخا اثر بهزاد دارای کدامیک از روابط ترامتنی از منظر ژنت است؟ این نگاره بعنوان متنی بصری چگونه در ارتباطات ترامتنی تعریف میگردد؟
مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی انجامشده و شیوه جمعآوری اطلاعات کتابخانهای است. یافتههای تحقیق نشان میدهد نگاره شامل بینامتنهای صریح قرآنکریم، بوستان سعدی و یوسف و زلیخای جامی و بینامتنهای ضمنی و تصویری بصورت اشکال و رنگها است. نگاره دربردارنده سرمتن اخلاقی-تعلیمی است. تفاسیر و نقدهای مربوط به این نگاره فرامتن آن است و همچنین پیرامتنهایی درونی در آن وجود دارد. از منظر بیشمتنیت نیز در دسته جایگشت قرارمیگیرد.
واژه‌های کلیدی: ترامتنیت، ژرار ژنت، نگارگری، یوسف و زلیخا، کمال‌الدین بهزاد
متن کامل [PDF 1121 kb]   (939 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1398/6/23 | پذیرش: 1398/8/4


XML   English Abstract   Print



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 8، شماره 32 - ( پائیز 1398 ) برگشت به فهرست نسخه ها